چند روزیست عقربههای ساعت دیواریمان کنده شدهاند. شکل تازهای از زمان، انگار در کنج اتاق به رکود نشسته است. یک جور شکل نسبی از توهم زمان. یاد توتفرنگیهای وحشی برگمان افتادم و ساعت بزرگ بیعقربهاش... و عمر؛ همین چند ده سال عمر، در برابر میلیاردها سالی که میگویند عمر کیهان است و چه کسی میداند عمر خلقت را؟! گاهی دچار شبهه میشوم که نکند ما در حال تجربهی "زمان معکوس"ایم. وقتی یک پیشگوی زمینی پیشمیگوید که مثلا چند سال بعد چه خواهد شد و درست هم میگوید، چرا شک نکنیم که نکند خلقت را برعکس کردهاند؟! و احیانا برای همین است که مسئله جبر و اختیار تا این حد لاینحل باقی مانده!... واقعا رابطهی زمان با خلقت تا چه حد پیچیده است؟... و احیانا در دایرهی توانایی بیانتهای الهی، تجربهای از توقف "زمان" هم رخ خواهد داد؟ شبیه آن چه حدس میزنند در عمق سیاهچالههای کیهانی محقق شده. حس میکنم ایستایی زمان به رغم همهی جذابیت خیالگونی که دارد، عجیب موهوم و رازآلود و حتی وحشتناک است. در عین حال که عبور زمان نیز همین گونه است؛ خونسرد و بیرحم و تماشاگر دردناکترین عجز بشر. در برابر بیبازگشتی عبور!...
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 00 به تاریخ 13 تیر ماه سال 1389 سلام استاد یادداشت جالبی بود،هرچند که با وجود دهشتناک بودن این واقعه،گاها به درد بخور هم هست!
نوشته شده توسط یاسمن , در ساعت 02 به تاریخ 13 تیر ماه سال 1389 زمان ، عمر ، عبور ، آینده و گذشته وای گاهی وقتها چقد را زگذشت زمان می ترسم . چقدر فکر می کنم که وقت دارد می رود عمر م یگذرد و چه کرده ام ؟
نوشته شده توسط م.ع.رحمتی زاده , در ساعت 05 به تاریخ 13 تیر ماه سال 1389 چه می توان کرد؟؟؟!! هیچ؛
شاید این هم یک نوع حرمان است
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 17 به تاریخ 13 تیر ماه سال 1389 سلام دکتر ... نکته عجیب برای من اینه که بعضی وقتها به شکل عجیبی از گذر زمان لذت می بریم! لحظه شماری می کنیم که کی فلان اتفاق میفتد و از گذشتن این ثانیه ها لذت می بریم؛ غافل از اینکه عمرمان بود که رفت ....
نوشته شده توسط The Innovative Muse , در ساعت 17 به تاریخ 13 تیر ماه سال 1389 البته زمان برایم معنایی ندارد. اما تکرار رویدادهای گذشته، محتمل است که در 2021 فاجعهای بزرگ روی دهد. مثل همانی که هزاران سال قبل در شبه جزیره سینا روی داد. توقف چرخش زمین هم طبق نظریهی برخی امکان وقوعش بین سالهای 2012 و 2021 است. البته همهی اینها نظریهاند و دلیلی وجود ندارد که آنها را حتمی دانست.
نوشته شده توسط فلانی , در ساعت 07 به تاریخ 14 تیر ماه سال 1389 نظریه تان بسیار جالب است دکتر جان
نوشته شده توسط فرید صلواتی, در ساعت 10 به تاریخ 15 تیر ماه سال 1389 غوغا کنم[ناراحت]
نوشته شده توسط نصیر بدری , در ساعت 15 به تاریخ 17 تیر ماه سال 1389 مطلب شما مرا به یاد پیشگوییهای جناب حضرت هشتپای آلمانی ، مد برکاتهالعالی انداخت که چهطور با خونسردی تمام تمام بردهای آلمان و این باخت آخری را پیشبینی فرمودند و آب سردی بر هیکل همه طرفداران آن تیم ریختند.
اما زمان واقعن مسئله عجیب و سهل و ممتنعی است ، داریم تویش زندگی میکنیم و به جلو می رویم و نمیتوانیم جلویش را بگیریم ، انگار ما را ذرهذره می]ورد و خودش غولآساتر میشود.
خوش باد زندگی دیگرمان در قالب درختی ، کوهی ، گلی ، چیزی...
نوشته شده توسط علي سنجري , در ساعت 21 به تاریخ 20 تیر ماه سال 1389 سلام. زمان...واژه اي بينهايت بزرگ. همه مان -بعضي اوقات-لحظه شماري ميكنيم كه چرا فلان ساعت نمي رسد؟ در حالي كه فراموش ميكنيم كه همين زماني كه "گذرانديم" ،چند ساعت پيش منتظرش بوديم!
نوشته شده توسط سينماامروز , در ساعت 09 به تاریخ 23 تیر ماه سال 1389 سلام.اقا اين لينك ما چه شد؟ ________________________ تخته خاكستري: آقا لينك شما همان روز كه اطلاع داديد ، به آدرس تازه تغيير داده شد؛ ضمن تبريك!
نوشته شده توسط مسعود , در ساعت 03 به تاریخ 29 تیر ماه سال 1389 و مسلمن فکر کردن به اینها سرگیجه و جنون میآورد که جزئی از زندگیست...
بیربط: من قبلن به شما دکتر گرامی متذکر شده بودم که فید مطالب شما توی گوگلریدر درست خوانده نمیشه و فونتهای عجیب و غریب داره که شما رد کردین اما حالا از دوستان دیگه هم همین رو میشنوم!! و البته این مشکل همچنان هم برای شخص من پابرجاست...
نوشته شده توسط ... , در ساعت 12 به تاریخ 29 تیر ماه سال 1389
به من سر بزنيد
نوشته شده توسط يك خواننده, در ساعت 14 به تاریخ 30 تیر ماه سال 1389 خواستم بگم یادتون نره یادتون نره خواستم بگم یادتونه؟ الان هم یادتون نیومده؟ كه بايد بنويسيد!!!! قبول؟
نوشته شده توسط آ . د . م , در ساعت 19 به تاریخ 30 تیر ماه سال 1389 میخوانمت ...
http://1adam.blogsky.com/
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد