بر بالا بلندی یکی از فیلمهای کوتاهم به نام "چاه نجوا" نوشتهام: "تقدیم به مادرم و اعجاز اعتقادش" همیشه او را عالیترین نشانهی خدا میدانم و با سه اعجازی که با واسطهی وجود دریاگونهی ایشان رقم خورده، حجت خالق با من تمام شده. درست شبیه اعجاز زنده شدن پرندگان قطعهقطعه و پراکنده شده در کوهها که ابراهیم برای یقین خود خواست. اعجاز "چهارده" را که آشنایان تختهی خاکستری میدانند. دومیاش چهار سال پیش شکل گرفت (حدودا). آن روزهایی که یادگار خبط دانشجویی گریبان عمرم را رها نکرده بود و روزی یک پاکت سیگار میکشیدم. دانهیل لایت. ساعت شنی برعکس شده بود و عوارض جسمانی متعدد آن رو شده بودند. اما به رغم تلاش سهباره برای ترک، من همچنان شکستخورده و ناچار، تن به اضمحلالی تدریجی سپرده بودم. دست به دامان مادر شدم و سجادهای که هیچوقت بسته نمیشود. بی آن که خبرم کند، نذر بیاجابت را ادا میکند و پای پیاده، چهل شب چهارشنبه، راه جمکران را میرود و ذکر و نیاز و نماز. من که نمیدانستم آن شبی که سرشار از نیرویی بیشبیه شدم و بستههای بازنشده را در کیسهای مچاله کردم، درست همان شبیست که زیارت چهلم ایشان تمام شده. فردایش که خبرشان کردم و گفتم که سیگار را برای همیشه کنار گذاشتم، خیسی چشمانش عطر بهشت داشت. حالا واقعا من و "روز مادر" در برابر عظمت وحیگونهی او چه کنیم؟
نظرات (22)
نوشته شده توسط علي سنجري , در ساعت 02 به تاریخ 13 خرداد ماه سال 1389 سلام.1.همين را از شما مي خواهم؛اينكه سريع به روز كنيد. 2.ولي من...پر از سوءتفاهمم با مادرم. 3."روزنامه شرق" هم كه در مي آيد،ولي حيف شما درش نمي نويسيد.راستي چرا نمي نويسيد؟؟؟؟
نوشته شده توسط مرد مختصر, در ساعت 11 به تاریخ 13 خرداد ماه سال 1389 خیلی وقت بود اینجا سر نزده بودم. سیر دل مطلب خوندم. این اعجاز رو خوب می فهمم.
مرد مختصر.
نوشته شده توسط The Innovative Muse , در ساعت 13 به تاریخ 13 خرداد ماه سال 1389 این اعجاز دعا و ایمان به برآورده شدن آن است ... هنوز هم متعجبم که به خاطر آن حرفها دیگر نمیخواهید در مورد سینما و فرهنگ بنویسید. _____________________________________ تخته خاکستری: کدام حرف ها؟!... دلیل کناره گیری موقت من از این دنیای مطلوب، رسیدگی به برخی دلمشغولی های شخصی ست و امیدوارم در سال آتی بتوانم دوباره به دلچسبی سینما و نوشتن بازگردم.
نوشته شده توسط الهه , در ساعت 20 به تاریخ 13 خرداد ماه سال 1389 سومی همان تصادف معروف نیست؟ _________________________________ تخته خاکستری: البته در تصادف معروف هم لطف خدا پرشمار بود. ولی منظور من از سومی لطف بزرگ دیگری ست که وقتی دیگر خواهم نوشت
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 18 به تاریخ 13 خرداد ماه سال 1389 سلام استاد مثل همیشه عالی بود روز مادر مبارک و انشاالله خداوند همه مادران از جمله مادر گرامیتان را حفظ کند... باور کنید دلتنگ نقد های فوق العاده شما هستم همچنان،کمتر منتقدی مشابه شما پیدا می شود که نظراتش کاملا با من منطبق باشد...امیدوارم به خاطر من و امثال من هم که شده باز بنویسید.
نوشته شده توسط مرتضی , در ساعت 18 به تاریخ 13 خرداد ماه سال 1389 سلام جناب جلالی فخر عزیز .. مادر موجود فوق العاده ایست .. امروز باز هم به مادرم " قرآن " هدیه دادم .. یا حق .
نوشته شده توسط ..., در ساعت 20 به تاریخ 13 خرداد ماه سال 1389 سلام.می شود لطف کرده به مادرتان بگویید برای یک آدم تنها هم دعا بفرمایند.یا علی
نوشته شده توسط فلانی , در ساعت 01 به تاریخ 14 خرداد ماه سال 1389 مادران نفسهایشان درمان است من هنوز هر وقت سر درد دارم دستان مادر درمانم میشود
نوشته شده توسط مریم پاییزی , در ساعت 12 به تاریخ 14 خرداد ماه سال 1389 روز عظیم مادر رو به مادر بزرگوار شما هم تبریک می گم . انشاالله سایه شون بالا سرتون باشه و البته سبز
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د , در ساعت 18 به تاریخ 14 خرداد ماه سال 1389 خدا همه مادران خوب را حفظ کند و سایه شان بر سر فرزندان مستدام.
نوشته شده توسط یاسمن , در ساعت 21 به تاریخ 14 خرداد ماه سال 1389 روز همه مادران این سرزمین مبارک
نوشته شده توسط علي سنجري , در ساعت 21 به تاریخ 15 خرداد ماه سال 1389 سلام دكتر،ببخشيد در جوابي كه به يكي از كامنتها داده ايد نوشته ايد؛اميدوارم سال آتي بتوانم بنويسم. اين سال آتي امسال است يا سال بعد؟ بالطبع كلمه آتي معني اش آينده است.بنابر اين تا سال بعد هم نمي نويسيد؟ ايكاش ميشد اين دلايل شخصي را برامان ميگفتيد. _________________________________ تخته خاکستری: انشائ الله از بهار 1390
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 11 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1389 سلام آقای دکتر پای پیاده!!!.... حتی باورش هم سخت است... خدا به ایشان زندگی با برکت و توام با سلامتی بدهد. از مومنه عزیز زندگی تان بپرسید که چطور می شود از لطف خدا ناامید نشد؟؟....باور کنید گاهی کارمان با خدا به جنجال می کشد!!! مادرتان یک استثناست پس نه تنها اعجازشان برای شما بلکه حضور و نفس این نزدیکان با عالم بالا برای ما سردرگمان این عالم هم غنیمت است!!!!... پیش از این هم گفته بودم که از مادرتان بخواهید برایمان دعا کنند ...نديده حسشان می کنم ، دریا را حس می کنم...خوشا به حالشان که شک در دل ندارند....کاش همه مادرها انقدر با عظمت به زندگی می نگریستند!...
نوشته شده توسط سعيد هدايتي , در ساعت 10 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1389 جز بوسه مهر بر دستان پدر ومادر چه ميتوان كرد اميد كه دعاي معجزه آسايشان دمي از عمر ما كوتاه و كم نگردد
نوشته شده توسط The Innovative Muse , در ساعت 11 به تاریخ 17 خرداد ماه سال 1389 پس تا رسیدن آن لحظهی بازگشت لحظه شماری خواهیم کرد.
وبگاه تخصصی فیلمنامه نویسی به روز شد: .: همه چیز درباره خط سیر دراماتیک :.
نوشته شده توسط ح.نیازی , در ساعت 00 به تاریخ 19 خرداد ماه سال 1389 سلام آقای دکتر. برای شما و مادر محترمتان آرزوی سلامتی دارم... شاد باشید.
نوشته شده توسط سرود سبز رويش , در ساعت 21 به تاریخ 19 خرداد ماه سال 1389 سلام نویسنده خوب و قديمي... FaceBook تنبلمان كرده ، آنقدر كه تند تند مي خوانيم و Like مي زنيم و گاها" كامنتي و ... ولــــي لذت مي بريم و سرشار مي شويم....و Share و ... اما اين بار به حرمت مادر آمدم تا بنويسم ... مادر شما ... مادر خودم ... و همه آن مادران عزيزي كه در كهريزك به طواف شان رفتم و همه آن منظومه ها ي برپا كننده ضيافت عشق.... نور وجودشان پرفروغ و سايه سار رحمت شان بر سرمان مستدام باد سلام برسانيد
نوشته شده توسط من, در ساعت 13 به تاریخ 19 خرداد ماه سال 1389 خیلی وقت نیست که وبلاگ شما را می خوانم. هرچه که جلوتر می رویم نوشته های شما اعتقادی تر می شود و من بی اعتقاد تر. انتظار اتفاقی را می کشم که آن ته مانده های پاره نشده ریسمان را دوباره محکم کند. یک جور شرط بندی با خودم و آن دیگری که اگر هست خودش را نشان دهد و اگر نیست که من رهاتر از قبل همان ریسمان و همان ته مانده ها را بگسلانم.
نوشته شده توسط ......, در ساعت 13 به تاریخ 20 خرداد ماه سال 1389 اي خداآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
آآآ...
نوشته شده توسط گاهنبار, در ساعت 21 به تاریخ 21 خرداد ماه سال 1389 سلام استاد گرامی .همیشه با خواندن نوشته های شما سرشار می شوم از حسی خوب و ناب ...........پاینده و سربلند باشید در کنار خانواده !
نوشته شده توسط رها , در ساعت 16 به تاریخ 22 خرداد ماه سال 1389 سلام سلام...
چند بار خواندمش. بيخودي چشمان من هم... خدا مادر شما و تمام مادران مهربان را براي تمام بچه هاي خوب و خطاكار نگه دارد
با اينكه زياد سر مي زنم و دوست دارم به روز كنيد اما مانند بقيه گله نمي كنم چون حتي دير به دير هم كه شده اگر چنين متن هايي باشد لذت دوباره و چندباره خواندن را دارد
شاد باشيد و پايدار
نوشته شده توسط صدرالدین دلداده, در ساعت 14 به تاریخ 07 تیر ماه سال 1389 سلام جناب دکتر
یک زحمتی داشتم امکان دارد کد گوگل خوان را برای بنده بفرستید کدهای بلاگ خوان متعددی از بلاگ رول تا رادیو زمانه را امتحان کردم ولی متاسفانه مثل شما و چند سایت دیگر از جمله خوابگرد نمی شود اگر زحمتی نیست کد گوگل خوان تان را برایم بفرستید با تشکر فراوان _____________________________________ تخته خاکستری: راستش خودم هم نمی دانم و زحمتش با طراح سایت است که کارهای فنی اش را هم انجام می دهم. آدرس میل تان را بگذارید تا آدرس ایشان را برای تان بفرستم.
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد