سفر شبیه مسافر نیست وقتی که فقطادامه دارد تا ... انتهای لذت گمشدگی
نظرات (12)
نوشته شده توسط مریم پاییزی , در ساعت 21 به تاریخ 02 بهمن ماه سال 1388 hiiiiiiiiiiiiiiiiiim !
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 21 به تاریخ 02 بهمن ماه سال 1388 سلام استاد موافقم،زیبا بود
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 09 به تاریخ 03 بهمن ماه سال 1388 و انتهای درون به گمانم به ابتدایش برسد...همان لذت ساده و نادیده آغاز!!....ولی این بار آن لذت را حس می کنیم . این را سفر در کنار عبورش از ما آموخت و رفت.
نوشته شده توسط علی سنجری , در ساعت 12 به تاریخ 03 بهمن ماه سال 1388 سلام.آری،نکته ظریفی بود؛سفر "دائمی ست" ولی مسافر "منم" منی که نهایت سفرم به مقصدی ست . ولی سفر جریانی است تا ابدیت. به قول یزدی های با ایمان:دست مریزاد.
نوشته شده توسط فلانی , در ساعت 22 به تاریخ 03 بهمن ماه سال 1388 هوای سفر عجیب دستانم را می بندد!
نوشته شده توسط آرام, در ساعت 06 به تاریخ 04 بهمن ماه سال 1388 سلام آقای دکتر. وقت شما به خیر.
نوشته شده توسط مسعود, در ساعت 01 به تاریخ 05 بهمن ماه سال 1388 مطمئنید استحاله سفر و مسافر فقط در چنین حالتی اتفاق نمی افتد؟!! شوخی کردم! شعر زیبایی بود. مرسی جناب دکتر.
نوشته شده توسط سارا, در ساعت 12 به تاریخ 05 بهمن ماه سال 1388 ابن گمشدگی شاید گاهی ترسناک باشد. اسمش قشنگ تر از خودش است گمانم.
نوشته شده توسط ..., در ساعت 14 به تاریخ 05 بهمن ماه سال 1388 باید ... شعر گفت
نوشته شده توسط خدابیامرز, در ساعت 09 به تاریخ 06 بهمن ماه سال 1388 سلام علیکم
یک چنین حالی، یک چنین حالتی را دوست دارم. آن چیزی را که خارجی ها hitchhiker می نامند دوست دارم. لذتی را گن شدن دارد و راهی بودن را.
نوشته شده توسط سعید بصیری, در ساعت 17 به تاریخ 06 بهمن ماه سال 1388 سفر کردم که از یادم بری تو اما نمیشه نمیشه
نوشته شده توسط
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
, در ساعت 21 به تاریخ 06 بهمن ماه سال 1388 سلام .سفر از آن تکانه های روحی را دربردارد که هیچ چیز نمی تواند به تاثیر گذاری آن باشد.نوعی رها شدم و حتی گمشدگی ای پرمعنا در جهانی رازناک و پر حرف !
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد