گوگل خوان

تخته خاكستري

تخته خاکستری قبلی

آمار سایت

لینک Rss مطالب

جستجو

Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
  
دستمزدها و دست‌ها و مزدها چاپ ارسال به دوست
09 آبان 1388 ساعت 00:38

در دستان او

این روزها، خبرها و حرف‌ها و نظرهایی عموما نفی‌کننده در باره دو موضوع تایید نشده مرتبط با پول و بازیگری شنیده می‌شود. یکی در باره‌ي کسانی‌ست که برای به دست آوردن نخستین امکان بازیگری، پولی به تهیه‌کنندگان داده‌اند. دومی هم در باره‌ی بازیگر مشهوری‌ست که برای سه روز کار، رقم بالایی درخواست (و چه بسا دریافت) کرده است. تا الان هم خبری دال بر تایید یا تکذیب این ادعا نخوانده‌ام. بیش‌تر واکنش‌ها در برابر این دو خبر منفی بوده و البته حاکمیت دولتی سینما هم از دیرباز در برابر افزایش دستمزدها موضع طرد و تنبیه داشته و معمولا در برابر بازیگرها حساس‌تر بوده تا احیانا سایر صنوف سینما. شاید یادمان باشد که در دهه‌ي شصت، اکبر عبدی را به همین دلیل مشمول اقدامات تنبیهی و تحدیدی کردند و مدتی اجازه کار نداشت. بیاییم منشورمان را بچرخانیم و ببینیم نمی‌شود جور دیگری به این ماجرا نگاه کرد؟ این که در چه نوع نظام اقتصادی هستیم؟ تحت کنترل صاحبان قدرت بالادستی یا بر مبنای عرضه و تقاضا؟ آزادی و اختیارات افراد در چنین بستری چه گونه است؟ به نظرم ما همچنان در تمامی شئون، فاقد یک مبنای ثابت تعریف شده هستیم و تبعا بر مبنای گرايشات دولت‌ها و فردها و رخدادهای مقطعی، نتایج هم تغییر می‌کنند. حکایت خصوصی‌سازی ناکارامدی‌ست که هنوز واقعا وارد جریان آزاد رقابت و بازار نشده است. در سینما هم قرار بود با وجود خانه سینما و تعدیل قوانین به نفع آزادی صنوف، دولت در نهایت به یک سیاست‌گذار و ناظر کلان فرهنگی بدل شود. به دلایل متعددی خانه سینما به سمت بهره‌برداری از رانت‌های چنین امکانی کشیده شد و حاکمیت هم به جای اصلاح زیرساخت‌ها، عملا خودش وارد گود شد تا دوباره در ریزترین امور هم مداخله کند. این راه اشتباهی‌ست که ضعف‌های متعدد خود را پیش از این نشان داده است. ما باید بتوانیم در ساختار عرضه و تقاضا دوام بیاوریم وگرنه ممکن است به فرجام تلخ کشورهایی نظیر کوبا و کره شمالی دچار شويم که از درون پوسیده و پوشالی‌اند. ما باید بتوانیم فشار و نوسان و حتی پِرتی‌های چنین ساختاری را تحمل کنیم. افزایش قیمت کاذب مسکن در سال گذشته را یادمان هست؟ معلوم بود که فراتر از توان بازار است و دیر یا زود تسلیم رکود خواهد شد و پایین می‌آید. در این صورت است که میزان تقاضای دستمزد یک بازیگر به خودش مربوط است و تهیه کننده. چون آن‌ها محاسبه می‌کنند که آیا می‌توانند به رغم چنین معامله‌ای و بر اساس پیش‌بینی استقبال تماشاگر به سود برسند یا نه. گیریم که اصلا میزان کلی دستمزدها هم بالا برود؛ در نهایت همه مجبورند زیر سقف سود و زیان فیلم‌ها جولان دهند. اتفاقا ما باید خوشحال باشیم که توان اقتصادی بدنه‌ی سینمای ما در حدی‌ست که چنین دستمزدهایی را پرداخت کند و این نشان می‌دهد که تماشاگران پرشمارتر و مطمئن‌تری به دست آورده‌ایم. در همین رقابت‌هاست که رشد محقق می‌شود. حتی به نظرم پول دادن برای جلب امکان بازیگری هم می‌تواند در چنین قالبی تکفیر نشود. چطور کارگردانان تازه‌کار که مجبورند با پول خود فیلم کوتاه بسازند کار بدی نمی‌کنند اما بازیگران تازه‌کار، راه حقیری را پیش گرفته‌اند؟ تبعا بازیگری نمی‌تواند با پول دوام بیاورد. یا توانایی‌اش اثبات می‌شود یا معلوم می‌شود که اصلا این کاره نیست. در یک نظام آزاد اقتصادی، چنین موضوعاتی به کسی جز طرفین معامله ربطی ندارد.




  نظرات (20)
نوشته شده توسط کامران website, در ساعت 01 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
تجربه شخصی من می گوید که در هر کاری دولت وارد شده معمولا" اوضاع را خراب تر کرده است. امیدوارم این بار تجربه من اشتباه کرده باشد.
نوشته شده توسط عادل website, در ساعت 09 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
سلام آقای دکتر؛  
این مطلب در مورد فوتبال، صنعت، و خیلی چیزهای دیگر هم هست؛ اگر تیمهای فوتبال خصوصی باشند آنگاه دیگر در مورد دستمزد بازیکنان خود تصمیم می گیرند و عرضه و تقاضا به تعادل می رسد؛ 
هرچه دولت کوچکتر باشد و در جزییات مواردی این چنین وارد نشود، سلامت و تعادل بیشتر حفظ می شود.
نوشته شده توسط سبو website, در ساعت 10 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
بی ارتباط: چرا نیکی کریمی اینطور رو به اضمحلال در یک منحنی اکیدا نزولی قرار گرفته؟ با بازی در فیلمهای زرد و بی محتوا هزینه ی فیلمهایی که خودش میسازد را در می آورد؟
نوشته شده توسط رضا website, در ساعت 12 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
کلا ورود دولت به مقولاتی مثل هنر خطرناکه . اگر واقعا تهیه کننده ای راضی می شود چنین پولی پزداخت کند چه اشکالی دارد ولی معمولا طرح چنین مقولاتی مشکوک است. احیانا بازارگرمی برای فیلم یا بازیگر است. گاهی وقت ها هم چنین مسائلی برای ارزیابی واکنش جامعه مطرح می شود تا ریسک انجام چنین کارهایی پایین بیاید. شخصا فکر می کنم اگر بازیگری واقعا فیلمش فروش می کند چرا چنین دستمزدی نکند. با مانع تراشی سر راه ستاره ها و تهیه کننده ها که نمی توان سطح سلیقه و فرهنگ جامعه را بالا برد تا از فیلم های کم مایه استقبال نکنند
نوشته شده توسط مرتضآ website, در ساعت 11 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
موافقم که این یک معامله بین تهیه کننده و بازیگر فیلم است و اگر برای تهیه کننده سود نداشت حاضر به بستن چنین قرار دادی نمیشد  
اما بنظرم درست نمی آید که چنین معامله هایی باعث پیشرفت و توسعه سینمای ایران بشود ... فیلمهای سینمای ما دارد شبیهه تله فیلمهای تلویزیونی میشود ( حتی سخیف تر ) . براساس ذائقه مشتری فیلم ساختن - و نبودن اندیشه ای پشت فیلمها که با اون بشه شعور بیننده را افزایش داد . مگر نه اینکه وظیفه هنر تولید تقاضائی بود که هنگامه ی برآوردنش هنوز فرا نرسیده .  
اینها باعث شده که به این نتیجه برسم که اگر قصد تهییه کنندگان محترم سینما درآوردن پول و سود جوئی ست چرا باین هنر ؟ چرا این طناب پوسیده که همه رشته هایش از هم جدا شده و تنها به مویی بند میخواهند از چاه آب بکشند ؟ سنگین تر کردن سطل کمکی به بهتر شدن وضعیت نمیکنه راه عاقلانه اینکه طنابی نو وقوی برای این سطل فراهم کرد . 
چرا کسی با رضا کیانیان چنین قرار دادی نمی بندد ؟ چرا دکتر علی رفیعی در سینما کم کار است ؟ چرا حامد بهداد ستاره است ؟ چرا واروژکریم مسیحی از سیروس الوند کمتر فیلم ساخته ؟ چرا وضعیت موسیقی فیلمهای ایرانی به این شکل است ؟ چرا سینما خانوادگی شده ؟ چرا کسی نمی پرسد که چرا در شعبه های سینماهای جوان کشور و حوزه های هنری که مسئول تربیت نسل بعدی فیلمسازان ایرانی هستند از داشتن حتی ساده ترین وسایل فنی سینما ( که اینروزها فیلمبرداران مجالس عروسی و تولدها هم با خود دارند ) مثل ریل - کرین - لایت باکس و ... محرومند .
نوشته شده توسط ميرمعيني, در ساعت 15 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
آقاي دكتر؛ 
من هميشه عقيده ام اين بوده است كه لياقت و شايستگي هاي شما بيشتر از آن بوده است كه خود آن را مينماياني، انتخاب شما به عنوان نويسنده برگزيده سال در جشنواره مطبوعات براي سومين بار شاهدي بر اين ادعاست. 
اين بهانه اي بود براي تبريك اين موضوع. 
خاطرتان هميشه مجموع باد.
نوشته شده توسط دكتر ديلمي, در ساعت 15 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
انتخاب شما به عنوان نويسنده برگزيده براي سومين بار را به شما تبريك مي گويم.
نوشته شده توسط علی سنجری website, در ساعت 19 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
سلام/نمی دانم در این مورد چه باید بگم! 
خیلی شرایط فرق کرده است
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی, در ساعت 22 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
سلام استاد 
خصوصی سازی در مملکت ما یک بازی است که خودتان هم تا حدی به آن اشاره کردید 
اما در مورد دستمزد بازیگر کمی مخالفم.از نظر بنده چنین اشخاصی که درخواست پول نجومی می کنند،نه تنها شان هنر مقدسی چون سینما را تنزل می بخشند،بلکه به آن به چشم یک تجارت پر سود نگاه می کنند.رفته رفته چنین دیدگاهی میان دیگران هم نهادینه می شود و آن وقت است که فاجعه رخ می دهد!
نوشته شده توسط سپیدار, در ساعت 23 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
آقای دکتر گرچه خودتان اطلاع رسانی نکردید اما از کامنت های دوستان متوجه شدیم که شما برای سومین بار به عنوان نویسنده برگزیده انتخاب شده اید. تبریک صمیمانه ء ما را هم بپذیرید. به امید کسب موفقیت های بزرگتر.
نوشته شده توسط enferadi website, در ساعت 23 به تاریخ 09 آبان ماه سال 1388
قبول دارم.. جملات آخرتان را بيشتر.  
بعدش هم نميدانم كجا و چرا و توسط چه كسي برگزيده شده‌ايد اصلا. اما اگر مهم است خب، من هم تبريك مي‌گويم...
نوشته شده توسط مهشید website, در ساعت 08 به تاریخ 10 آبان ماه سال 1388
آقای دکتر فکر می کنم که همون قضیه ی بورژواها وفئودال هاست....اگر فقر زیاد شود فقرا دست به انتقام از سرمایه داران خواهند زد و این یعنی از بین رفتن امنیت همه جانبه برای صاحبان سرمایه و قدرت .سینمای دولتی هم در نهایت جایی مجبور به عقب نشینی است و گرنه به دست شرایطی که خود فراهم نموده از گردونه حذف خواهد شد....
نوشته شده توسط رادیو کوچه website, در ساعت 09 به تاریخ 10 آبان ماه سال 1388
http://radiokoocheh.com/article/9016
نوشته شده توسط ستاره, در ساعت 10 به تاریخ 11 آبان ماه سال 1388
گل گفتيد آقاي دكتر
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د website, در ساعت 19 به تاریخ 11 آبان ماه سال 1388
موافقم  
اما کسی حاضر نیست زیر بار خصوصی سازی واقعی و نظام اقتصادی آزاد و رقابتی برود چون تبعاتش تنها محدود به حوزه سینما نخواهد بود و ما همچنان در شکاف کهکشانی تا شرایط مطلوب جا مانده ایم
نوشته شده توسط رها website, در ساعت 12 به تاریخ 12 آبان ماه سال 1388
سلام 
 
چقدر وقته اینجا نیومدم... 
 
همونجوری آروم و عمیق. 
 
چقدر خوشحالم که بعد از چقدر وقت اومدم.
نوشته شده توسط پوریا موزرم نیا website, در ساعت 23 به تاریخ 12 آبان ماه سال 1388
کلیت کلامتان را قبول دارم، خصوصا در مورد توافقی بودن دستمزدها. 
البته معتقدم برخورد با اکبر عبدی در دهه ی شصت ناشی از ترس مسئولین از ستاره سازی بود که در آن سال ها بکلی با آن مقابله شده بود.
نوشته شده توسط احمد, در ساعت 18 به تاریخ 14 آبان ماه سال 1388
درست است که از قبل گفته بودید اما دلمان هم تنگ می شود برای شما. اینجا سر می زدیم هر چند روز یکبار و ملاقاتی مجازی با شما داشتیم. حالا دیگر نمی خواهید همین هفته ای یکبار هم از آن رویاپردازی های شیرینتان برایمان بنویسید؟ این هفته به اندازهء یک ماه کش می آید انگار.
نوشته شده توسط مریم, در ساعت 23 به تاریخ 15 آبان ماه سال 1388
الان ما هی منتظر خواندن پست جدید هستیم وشما هی نمی نویسید. مگه جمعه تمام نشد؟
نوشته شده توسط محمد علي website, در ساعت 12 به تاریخ 16 آبان ماه سال 1388
واقعا به بقيه چه ربطي داره آخه؟!!!!! 
مخلصيم دكتر.

اظهار نظر کنید
نام :*
پست الکترونیکی :
وب سایت :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*

اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد

 
< بعد   قبل >
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS