گاهي همين كارهاي كوچك براي آدم معنادارند. مثلا همين كه من مونيتور را از روبرويم برداشتم و گذاشتم كنار دستم. اين يعني تلاش براي تعادل؟ خب وقتي روبروي آدم و شبيه يك درياي بيكرانه، دعوتكننده نباشد، من هم ميتوانم به قدر كفايت در كنارش باشم. نميدانم براي اين كارم چه نامي بگذارم و اصلا به دردبخور هست يا نه. اما همين دو سه شب خوب بوده. اصلا چه فايده كه در هزار جور سايت خبری بچرخيم و راست و دروغ و فكر و نظر؟ چه بسا مقصر اصلي كاهش ساعات كتابخواني و خيلي كارهاي مهمتر، همين اينترنت باشد... و اين يك اتهام نيست، محكوميت بيكيفر است. رمان پيشكش؛ كتابهاي داستانهاي كوتاه برگزيده هم روي ميز ميمانند... و البته دلم نميآيد تخته خاكستري پاسوز اين اقدامات تعديلي شود!
نظرات (31)
نوشته شده توسط پنجره چوبی, در ساعت 23 به تاریخ 14 مهر ماه سال 1388 واقعا کار پسندیده ای کردید معضلی شده،شده مثل فرزند نا خلف که هیچ کاری نمی توان باهاش کرد مثل بختک افتاده روی زندگی ها.... همین اینترنت گردی های بیهوده یا باهوده را می گویم!
نوشته شده توسط مجید , در ساعت 23 به تاریخ 14 مهر ماه سال 1388 اینترنت که زیاد مظلوم نیست و مقصر میتونه باشه ولی حرف از پاسوز و این چیزا نزنید.
نوشته شده توسط سپیدار, در ساعت 08 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 من که از وقتی ای دی اس ال خانه کمی مشکل پیدا کرده اعتیادم از بين رفت. روزی چند بار و هر بار چند دقیقه می آیم و سری به بعضی معدود وبلاگ ها ميزنم و می روم. در مورد خاصی هم اگر بخواهم سرچ می کنم و تمام.
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د , در ساعت 00 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 نت برامون نه اعصاب گذاشته نه زندگی من هم شاید مانیتور رو جا به جا کنم به امید اینکه فرجی حاصل بشه!
نوشته شده توسط MerCeDeh , در ساعت 06 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 کاملاً موافقم اگر باشه دنیاییه و اگر نباشه انگار گوشه ای از مغرت را گم کردی (من که این احساس را دارم) همه چیزم شده کامپیوتر و اینترنت هیچ جوری هم از دستش خلاصی نداری، مگر اینکه اینترنت خراب بشه:) یکی از نیتهایی که باعث شد تا اینترنت این چند ماهه اخیر دسترسیش مشکل پیدا کنه همین بود، اینکه ما بیشتر به کار و زندگیمون برسه ولی ما که متوجه نیستیم ...
نوشته شده توسط ساراي, در ساعت 08 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 حكايت آن هايي نباشد كه سيگار را كنار ميذارند و از كنار مي كشند!!!
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 07 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 وقتی به کتابخانه خاک گرفته و فیلمهای ندیده و دیدارهای تازه نکرده فکر می کنم، اینترنت را هم شریک جرم می دانم؛ اما این جرم هم، مثل خیلی از جرمها لذت خاص خودش را دارد. لذت خاص و ناب که البته گاهی به تکرار می رسد ...
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 08 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 گاهی بنای بزرگترین کارهای دنیا، در اتاق کوچک همسایه گذاشته می شود....
نوشته شده توسط احمد, در ساعت 09 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 دکتر حالا حکایت تصمیم کبرا و غيبت كبرا نباشد!
نوشته شده توسط ..., در ساعت 12 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 میدونی آقاي دکتر خیلی وقتها مهم نیست که تو چقدر دلت مي خواهد يه كاري كني كه در زندگيت تعادل ايجاد بشه. مهم اينه كه چه قدر شانس بياري و اصلا در سرنوشتت نوشته باشه كه اون كار را بكني. خیلی فرق می کند دلشوره هاست در اين فرق آقاي دکتر خدا كند شانس بياوريد و خدا كمكتون كنه كه بتونيد به اون تعادلي كه دوست داريد برسيد.
نوشته شده توسط فرناز , در ساعت 11 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 این کتابهای خوانده نشده و فیلم های ندیده هم خودش حکایتی است!نخواندن و ندیدنشان عذاب وجدان به همراه دارد...!من که از اول مهر مثل بچه مدرسه ای ها!!!! برنامه ریزی کردم و از جلو می خوانم و می بینم!فعلا که موفقیت آمیز بوده!
نوشته شده توسط نرگس , در ساعت 12 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 سلام دکتر. همیشه و همه جا ازاین اقدامات تعدیلی بوده که هیچ وقت هم به سود هیچ یک از طرفین نبوده. خیالتان راحت که بعد از مدتی مانیتور باز هم به سرجایش بر می گردد.
نوشته شده توسط معصومه , در ساعت 12 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 واقعا اینترنت توان کتابخوانی را سلب می کند ، چه برسد که به وبلاگ هم معتاد شوی. نمی دانم باید چه کرد؟
نوشته شده توسط محمد, در ساعت 13 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 چه عكسي!... چه ميزي!.... چه انحناهاي دوست داشتني جالبي؛ هم كناره ميزتون و هم صندلي تون و هم دسته اون گردسوزي كه كنار مونيتورتون هست. عجب عكسي شده
نوشته شده توسط کامران , در ساعت 15 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 بعضی وقتها بنظر می رسد 24 ساعت برای یک روز خیلی کم است. بعضی وقتها باید کمی از این دنیا دور شد و به کارهای مهمتری رسید. ستون اخر صفحه اخر روزنامه اعتماد امروز را دیده اید؟ ____________________________________ تخته خاكستري: بله ديدم.
نوشته شده توسط علی سنجری, در ساعت 19 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 سلام 1.راحت هستید با این دکوراسیون جدید میز کامپیوترتان؟ 2.اعتراف می کنم بخش اعظم این نوشته تان را نفهمیدم! 3.راستی یادداشت تان در شماره400را در سایت رونوشا نمی کنید؟
نوشته شده توسط ,,,, در ساعت 16 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 روزنامه توقیف شده فرهنگ آشتی سایت نداشت؟ البته farhangdaily.irبرای دوره گذشته روزنامه بود،زمانی که آدر ماه سال گدشته امدند و تا پایان سال ماندند و ---
نوشته شده توسط روشنك, در ساعت 19 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 موافقم .. همين وقتي كه صرف وبگردي مي شود اگر صرف سفر كردن شود مي دانيد چقدر مي شود انرژي مثبت گرفت ؟.. اين روزها هم كه در نت به جز اخبار منفي و ناراحت كننده چيز ديگري يافت نمي شود .. آدم كم كم مجازي مي شود و يادش مي رود كه دنياي ديگري هم وجود دارد كه با توصيفي كه از آن در نت مي شود متفاوت است .. اما در هر صورت وبلاگ و وب سايت آدم از اين قاعده مستثناست .. آدم دلش نمي آيد .. انگار يك تكه اي از جان آدم مي شود .. : ) ..
نوشته شده توسط اميررضا تجويدي , در ساعت 19 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 سلام استاد خب بله حرف حساب جواب ندارد!
نوشته شده توسط پریزاد , در ساعت 20 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 خیلی موافق نیستم . موفق باشید . عکس دسکتاپ واضح نیست . دوست دارم ببینم .
نوشته شده توسط میثم(عشق من سینم , در ساعت 21 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 سلام مانیتور را بردارید. به جایش کتاب بگذارید!
نوشته شده توسط انفرادی , در ساعت 22 به تاریخ 15 مهر ماه سال 1388 سلام. عکس خوبی شده. ممنون. اینترنت هم مثل همهی زندگی، با تکرار میرسد به جایی که فقط نبودنش احساس خواهد شد کمی... به لطف کمر درد های اخیرم، افتادهام به کتاب خوانی دوباره. و حالش را میبرم.. توی آدمها _ وبلاگ یا سایت یا هر چی_ ؛ اکثرا چیزی پیدا نمیشود.. بشود هم چیزی نیست که آدم را به جایی برساند.. بسکه دم دستی است. اشکالش اما این است که کتاب خواندن و فیلم دیدن تنها، آدم را میبرد به یک جاهای دور درون خودش که برای این روزها و روزگار، اصلا خوب نیست...
نوشته شده توسط سارای, در ساعت 01 به تاریخ 16 مهر ماه سال 1388 به نظر جدی میاد آقای دکتر. موفق باشید
نوشته شده توسط ح.نیازی , در ساعت 01 به تاریخ 16 مهر ماه سال 1388 مانیتور را جای خوبی گذاشتید/ معلوم است که تخته خاکستری را دوست دارید.
نوشته شده توسط اقلیما , در ساعت 12 به تاریخ 16 مهر ماه سال 1388 حرفتونو کاملا" قبول دارم.من خودم وقتی یه مدت اینترنتم قطعه ناگهان امار کتاب خوندنم بیشترم میشه.
نوشته شده توسط ,,,, در ساعت 23 به تاریخ 16 مهر ماه سال 1388 استاد چرا جواب سوالمو نمی دی؟ سایتی داشت فرهنگ آشتی؟؟؟ ______________________________________ تخته خاكستري: http://www.ashtidaily.com
نوشته شده توسط سبو , در ساعت 08 به تاریخ 17 مهر ماه سال 1388 حالا مفهوم این عکس این است که بی برو برگرد اینترنت و کامپیوتر در انتهای راه است یا اینکه قرار است دور از دسترس باشد؟
نوشته شده توسط محمد خلیلی نژاد -, در ساعت 11 به تاریخ 17 مهر ماه سال 1388 سه میمون فیلمی است که داستانی تکراری دارد اما به جهت فرمال و نوع روایت داستان ساده اش قابل تانی از کار در آمده است. پلانهای فیلم و نوع استفاده از نور بیننده را بیشتر به عکاسی نزدیک می کنند و سیلان در نوع انتخاب قابهایش دقت ویژه ای به کار برده است. فراموش... نکنیم که فیلم از سینمای ترکیه برخاسته، کشوری که هرچند داعیه فرهنگ غربی است اما نمی تواند از سنتهای آسیایی دور باشد و چه بسا این سنتها در نگاه هنری هنرمندانش رخنه کرده باشد اما سه میمون نشان می دهد که این نفوذ در سیلان چندان کارگر نیفتاده است. سه میمون داستان لطیف و در عین حال غمگین سوته دلانی از نژاد ترک است، آدمهای تنهایی که قرار است همواره تنها بمانند؛ همچون فرزند کوچک خانواده در گور.
////----- در وبلاگ هنر سینما بخوانید ----\\\\
نوشته شده توسط The Innovative Muse , در ساعت 18 به تاریخ 17 مهر ماه سال 1388 چه میز بزرگی!! جای خوبی قرارش دادید و من هم اگر جای شما بودم چنین میکردم. البته در جای بزرگان جلوس نتوان کرد! در مورد حامد بهداد هم باید گفت از کوزه همان تراود که در اوست.
آپم: واژگان این ماه و امیدوارم با موارد جالبی روبرو شوید.
نوشته شده توسط فلانی , در ساعت 18 به تاریخ 17 مهر ماه سال 1388 دکتر جان ولی این کار برای گردن بسیار مضر است من دقیقا یکی از دلایل گردن درد هایم امروز به دیسک تبدیل شده است همین است
نوشته شده توسط محمد خلیلی نژاد -, در ساعت 19 به تاریخ 17 مهر ماه سال 1388 سلام خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید و نظرتون رو بگید با نقد فیلم سه میمون به روزم موفق باشید
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد