ديشب يك ترانهي كردي گوش دادم. هميشه از آواز و گويش كردي لذت ميبرم. انگار لحنشان با شعر و موسيقي درهمآميخته. حتي نحوهي سيلاببنديشان هم به آواز ميماند و ندانستن معناي كلمات، دلنشيني شنيدارياش را كم نميكند. آنها را بي دشت و رنگ و صبوري و خونگرمي به جا نميآورم. ديشب يادم افتاد كه اگر قرار بود اهل قومي باشم، دوست داشتم كُرد بودم. بعد ياد دوستم افتادم كه خيلي وقت است خبري از او ندارم. هميشه يادش بود كه نوروز را به كردي هم به من تبريك بگويد و چون ميدانست كه دوست دارم، چند دقيقه با زبان دشت سخن ميگفت. ميدانست در پي معنايش نيستم و ميخنديد كه: "كلي حرفهاي خوب زدم" آخرش عاشق يك دختر كرد شد و رفت كه رفت و چرا گمان نكنم كه در آن سوي همان كوههاست... و راستي مگر ميشود كرد را بي لباسهاي بلند و هزار رنگ زنانش به جا آورد كه انگار هر رنگش از همان دامنهها و كوهها به جامههاي پرچينشان رسيده است. و مردهايي كه انگار خطه در خونشان جاريست. و آن حلقهي پر از خيز و جست و زايش رقص چوپی... و دستمالهاي رنگي كه دست به آسمان ميدهند و خود ترانه ميشوند.
نظرات (15)
نوشته شده توسط فلانی , در ساعت 02 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 ای از دست شما دکتر ما را هوایی می کنید می برید آن ور کوه
نوشته شده توسط mercedeh , در ساعت 08 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 اين خيلي خوبه كه ما رو مي بريد شمال، مي بريد پيش كردها، خيلي خوبه ... راستي ماجراي دوستتون را هم بگيد كه بلاخره چي شدن ؟ ____________________________________ تخته خاكستري: مدتهاست كه خبري از او ندارم. فقط چند سال پيش خبرم كرد كه صاحب يك دوقلو شده است. اسم يكي شان را گذاشته بود روژين. اسمي كه نمي دانم چرا به نظرم اين همه زيباست. اسم آن يكي را يادم نمانده.
نوشته شده توسط کورش عنبری, در ساعت 09 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 بعد از سلام و ادب، ویدیویی که شما دید، اجرای یک ملودی لری بیشتر، تا کوردی. یادداشت کوتاه و جذاب شما دربارهی کوردها زیبا و تأثیرگذار بود. _______________________________________ تخته خاكستري: بله مي دانم. در معرفي كوتاه اين كليپ در فيس بوك هم نوشته بودند يك ترانه كردي - لري جذاب. البته رهبر گروه 40 دف يك سنندجي ست و بيش تر در زمينه ي ترانه هاي كرد فعال هستند. و يك سوال. اصرار كردها براي نوشتن كرد به صورت "كورد" به دليل همخواني با گويش شان است يا دليل ديگري دارد؟
نوشته شده توسط سيد رضا , در ساعت 08 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 سلام حاجي.اتفاقاً من هم هفته پيش كردستان بودم.هوايي بسيار مطبوع و دلچسب.گواراي وجودشان.مردمي بسيار صميمي و خونگرم و طبيعتي بكر و زيبا.
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 09 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 هر قومی دارای جنبه های مثبت و البته سنتهای منفی هم هست؛ اگر کمی بیشتر بدانیم شاید برابری و تعادل خاصی در هر قومی وجود داشته باشد؛ ترک و کرد و لر و ... همه و همه چنینند و سلیقه هر کس یکی از آنها را می پسندد ... اما من همه را دوست دارم؛ چون برایم نکته جالب عرق ناسیونالیستی آنهاست که چه عاشقانه اصالتشان را دوست دارند.
نوشته شده توسط علي , در ساعت 13 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 اسمهاي كردي زيبايي خاص خودشان را دارند روژين به معنا ي روشنايي ، هيمن ( كه در كردي همن خوانده مي شود ) به معناي متين و با ارامش ، هِرٍش ، ووريا ، روناك ، كژال ، و .... همگي اسامي زيبايي هستند كه معاني زيباتري دارند و مردماني بسيار نيكو. من كه با اين جماعت سابقه دوستي ديرينه دارم ميدانم چه مي گوييد و زيباييهاي اورامانات را فراموش نكنيد...
نوشته شده توسط کرشمه, در ساعت 17 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 با کمال ارادت، این ترانه با ملودی و گویش لری است ، نه کردی!
نوشته شده توسط علی سنجری, در ساعت 19 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 سلام تا به حال کردستان را ندیده ام و سفری نداشته ام به این خطه از دیارم.البته در نظر دارم سال بعد -در تابستان انشاءالله- با کاروان راهیان نور به غرب کشور برویم و اگر قسمت باشد به کردستان هم می رویم. اما در مورد اسم روژین: خیلی زیباست. اگر خدا خواست و ازدواج کردم اسم دخترم رو حتما روژین می گدارم.
نوشته شده توسط کورش عنبری, در ساعت 18 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 آقای جلالی فخر عزیز. در مورد سوألتان باید عرض کنم، در دستور زبان کوردی اعرابگذاری بهمانند آنچه که در فارسی و در اصل عربی، مرسوم و رایج است، در نوشتار استفاده نمیشود. یعنی هر آنچه گفته میشود را مینویسیم. البته از آکسنهای زیر و زبر برای برخی از کلماتی که نوشتارشان یکی است ولی خواندنشان متفاوت، استفاده فراوان میشود. مانند "گوران" که یک اسم خاص است و "گۆڕان" که به معنی تغییر دادن و تغییر است. اینجا پرسش دیگری شاید برایتان مطرح شود، و آن این است که من در اینجا به فارسی متنم را نوشتم، پس الگوی زبانی کوردی در متن من جای که ندارد هیچ، شاید بیراه هم به نظر برسد. آقای جلالیفخر عزیز، اگر چه من در جای فرهنگستان زبان فارسی ننشستهام که بخواهم دستور زبان برای خودم وضع کنم، اما در همین حد از اختیارات خودم معتقد به این هستم که دستور زبان فارسی یک چیز را حداقل باید اصلاح کند -اگر نخواهد همهی مشکلاتش را حل کند- و آن این است که هر آنچه را میگوییم، همان را بنویسیم. مثلن چه اصراری ست بر اینکه "حتا" را "حتی" بنویسیم، و یا "کوبرا" را "کبری". البته باز جسارت مرا میبخشید، این یک نظر شخصی است، و صد البته در هیچ یک از شئون زبان فارسی و برای هیچ فرد دیگری نافذ نیست. بحثی طولانی است، وقتتان را نگیرم. برایتان آرزوی شادی و امید میکنم.
نوشته شده توسط گلاره, در ساعت 20 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 مرسي كه يادي از كردها كرديد.
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د , در ساعت 21 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 خرده فرهنگ های قومی در کشور ما کم نیستند و فرهنگ هرکدامشان جذابیت های ناگفته بسیاردارد. من هم کردها و زبان و موسیقی شان را خیلی دوست دارم.
نوشته شده توسط رها , در ساعت 21 به تاریخ 11 مهر ماه سال 1388 سلام
روزي كه كمر به حذف تفاوت ها بستيم و قرار شد به كمك رسانه همه يكي شويم چه زود زيبايي ها را در همان آغاز نشانه گرفتيم! به جاي لباس ها خودمان چند رنگ شديم.
همين تازگي ها مطلبي در مورد كردها نوشته ام. دوست دارم بخوانيد و نظر دهيد. (البته اين مطلب در يك وبلاگ گروهي نوشته شد كه از قضا يكي از نويسندگان نيز دانشجوي دكتراي تاريخ ايران با گرايش كردستان است.) براي خواندن به اين آدرس برويد: http://rahohamrah.blogfa.com/post-10.aspx
نوشته شده توسط ساراي, در ساعت 07 به تاریخ 12 مهر ماه سال 1388 نگاه شاعرانه و زيبايي داريد آقاي دكتر....مرسي
نوشته شده توسط اميررضا تجويدي, در ساعت 19 به تاریخ 13 مهر ماه سال 1388 سلام استاد تا به حال در زبان كردي اينچنين تفكر نكرده بودم!
نوشته شده توسط رامتین گلبانگ , در ساعت 07 به تاریخ 14 مهر ماه سال 1388 من هم ترانه های کردی را دوست دارم یادم هست بعد از بازی ایران و استرالیا ( که 2 -2 شد ) رادیو یک ترانه شاد کردی پخش کرد که خیلی به من چسبید
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد