مجله فيلم چهارصدتايي شد و خب اين اتفاق خيلي خوبيست. بيش از آن كه دانستن انتخابهاي عمر منتقدان مهم باشد (كه در اين شماره هست)، چنين استمراريست كه اهميت دارد. 27 سال معتبر ماندن و موثر بودن و از اين همه موج و التهاب و تغيير و فرداي غيرقابلپيشبيني جان به سلامت بردن، يك كلاس درس است. سينماي ايران بيشك مديون ماهنامه فيلم است و اگر اين ديدهبان هميشگي نبود، الان معلوم نبود كه فيلم به دردبخوري هم براي انتخاب عمر داشته باشيم. اين چهارصد شماره يك گنجينه است و سه نسل منتقد و نويسنده در اين خانهي فرهنگي، ظهور و رشد پيدا كردند. بسياري از نشريات سينمايي كنوني در امتداد و از ريشهي "فيلم" برخاستهاند. مثل سرچشمهاي كه كمكم به رودهاي ديگري ميرسد. به نظرم يكي از بهترين الگوهاي مديريتي ضابطهمحور در اين مجله و توسط سه مرد اصلي و بنيانگذار آن برقرار است و نظام پوياي مبتني بر تشكيلات و بر اساس شرح مسئوليتها در اين مهمترين نشريهي فرهنگي _ هنري كشور جريان دارد. من از سال هفتاد وارد مجله شدم و اولين مطالبام، يادداشتهاي پس از جشنواره بود كه در شمارهاي با جلد سبز و عكس فيلم پناهنده چاپ شد. درست يك سال بعد از آن كه نقد را با روزنامهنويسي آغاز كردم. اين مجله از همان ابتدا برايم بزرگ بود و در اين هجده سال و به رغم آن كه بيش از سيصد مطلبم در آن منتشر شده، همچنان برايم بزرگ است و به اندازهي همان سالها شورانگيز. در تراكم اين روزها و به مدد اينترنت، شايد سالي چند بار بيشتر به دفتر مجله نميروم اما باز هم كه در آسانسور هستم تا به طبقهي چهارم يا پنجم برسم، همان تپش قلب دوستداشتني به سراغم ميآيد كه در سالهاي آغازين داشتم و هميشه ميرفتم تا نقدهايم را غلطگيري كنم. تاثير اين مجله بر زندگي من بيش از رابطهي نوشتاريام با مجله بوده و به ويژه منش و روحيات و ويژگيهاي هوشنگ گلمكاني، به رغم مراودات اندكي كه با هم داشتهايم تاثيرات مهمي بر نحوهي ساماندهي روابطم با ديگران داشته است. خودش با اين تقسيمبندي من كه او را در مقام سردبير، هوشنگ گلمكاني2 ميدانم موافق نيست اما او به رغم نگاه شاعرانه و احساسياش به زندگي، در مسئوليت سردبيرياش كاملا جدي و بيتعارف و نكتهبين و البته يكدنده است. الان احساس ميكنم كه خودم هم همينطور هستم و ديگران هم همين را ميگويند. كاريزماي گلمكاني در ميان همكاران نويسنده با وجود كمحرفي و سختگيري و صراحتي كه دارد، از آن موضوعاتيست كه بايد در روانشناسي محبوبيت مورد تحليل قرار گيرد... دنيا را چه ديديد، شايد يك روز نشستم و همهي خاطراتم را از چند دهه نويسندگي در اين جذابترين نشريهي عمرم نوشتم. 400تايي شدن ماهنامه فيلم را به سه مرد بزرگش و خودم و همهي نويسندگان و خوانندگان مجله تبريك ميگويم. روزگاري خسرو دهقان در شمارهي صد نوشت كه اميد پانصد دارد. آن وقت حرفش به رويايي دور شبيه بود؛ اما حالا شمارهي پانصد مجله بيخ گوش ماست. كسي جرات كند و از روياي هزار بگويد. من از نبودن خودم مطمئنم و دلم به چنين آيندهي دوري پرنميكشد؛ اما حتما كسي هست كه روياهاي بزرگ داشته باشد. احتمالا ميشود 40 سال ديگر و اين را مطمئنم كه شمارهي هزار ماهنامه فيلم منتشر خواهد شد. اين در پيشگوييهاي نوستراداموس هم آمده است.
نظرات (25)
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 07 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 سلام آقای دکتر؛ مبارکه! از این تداوم واقعاً لذت میبرم و خوشحالم که مجله فیلم تو این مدت تونسته خودش رو از خیلی چیزها مصون نگه داره؛ امیدوارم این قضیه ادامه داشته باشه و در کنار شما 40 ساله بعد (که خیلی هم دور نیست) جشن شماره 1000 رو برگزار کنیم. خیلی دلم میخواد خاطرات کودکیم رو از مجله فیلم خواندنها بنویسم؛ زمانیکه معانی خیلی از لغات را نمی دانستم و دست و پا می زدم تا چیزی دستگیرم شود ...
نوشته شده توسط خانم بوک , در ساعت 09 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 منهم از خوانندگان همیشگی مجله فیلم هستم از قدیم.صمیمانه تبریک میگم. امیدوارم همچنان این روند ادامه داشته باشدو باشد... ما هم باشیم و بخوانیم و لذت ببریم.
نوشته شده توسط آرام, در ساعت 10 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 یعنی فقط و فقط یک چیز می توانم بگویم:
زنده باد هوشنگ گلمکانی
نوشته شده توسط سعيد هدايتي , در ساعت 10 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 يك بخش مهم زندگي ماعشاق هنر سينما كه دسترسي به فيلمهاي روز دنيا نداشتيم معاشقه ماهانه بود با فيلم ودنياي وصف ناپذيرش امروز كه محاصره شديم در ميان آثار جديد دنياي سينما كم كم فاصله افتاده بين ما واين معشوقه قديمي . شرمنده ام هنوز شماره نو روز مجله را گذاشته ام براي اوقات بيكاري كه هيچ وقت موعدش نميرسد!
نوشته شده توسط سبو , در ساعت 12 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 بيصبرانه منتظرم به مشهد هم برسد، آقاي كيوسكي محله امروز گفت: هنوز نيامده اما مياد. اين يعني اميد... چشم نخورد اين مجله. ما به ده هزارش دل مي بنديم براي نسل هاي آينده.
نوشته شده توسط مرتضي , در ساعت 12 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 سلام جناب جلالي فخر عزيز .. هميشه مطالبت را در ماهنامه ي عزيز فيلم خوانده ام .. بالاخره اين شماره ي 400 هم رسيد .. الحمدالله .. شكر خدا كه هنوز هستيم و مي بينيم و مي خوانيمش .. انشاالله سلامت باشي و مطلب شماره ي 1000 شما را در فيلم عزيز بخوانيم .. راستي اين شماره عجب طراحي جلد فوق العاده اي دارد .. يا حق .
نوشته شده توسط خاطره باز , در ساعت 15 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 سلام آقای جلالي فخر عزیز.اگه عیبی نداشته باشه،من شما رو لینک کردم. _______________________________ تخته خاكستري: طبعا عيبي ندارد و باعث امتنان است.
نوشته شده توسط رها , در ساعت 20 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 سلام بر شما 400 بار شاد باد زايش اين هنر و پايدار باد آفرينش اين اثر. بر شما نويسنده اين تخته كه رنگ ظاهرش آجري و درونش مانند تمام چيزهاي دنيا خاكستري است و مانند چيزهاي خيلي خوب دنيا سفيدي اين خاكستري بسيار نمود بيشتري دارد طراحي جلد زيبايي داشت. اميدوارم همچنان كه اين گونه بوده روند رو به رشد در اين مجله ادامه يابد.
پايدار باشيد.
نوشته شده توسط همشهری کوبریک , در ساعت 20 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 سلام. هرچند مدتی است که فیلم نمی گیرم و طبیعتا نمی خوانم اما چاپ 400مین شماره را به شما و خانواده فیلم تبریک می گویم. در ضمن از نوشته های شما موسوم به منشور و نوشته های فرهاد توحیدی لذت فراوانی می بردم و اون قسمت آخر که به نامه های خوانندگان جواب می دادن که توش اطلاعات زیادی نهفته بود و آدم از اون همه تفاوت سلیقه و علیقه (به من چه؟ جمع هر دوشون بر یک وزنه) احساس عجیبی بش دست می داد.راستی چرا حاتمی کیا از سردبیری انصراف داد؟ _____________________________________ تخته خاكستري: ظاهرا حوصله نداشت. خودش در دو شماره قبل توضيح كوتاهي نوشت كه يادم نمانده. اما عصاره اش همين بي حوصلگي بود.
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 22 به تاریخ 04 مهر ماه سال 1388 سلام استاد امیدوارم هزار سال دیگر هم پاینده باشید و به همراه ماهنامه وزین فیلم برای همه ما خوانندگان محتاج قلم بزنید...
نوشته شده توسط ساراي, در ساعت 08 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 مبارك باشه براي همه مجله فيلمي ها
نوشته شده توسط مرتضآ , در ساعت 00 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 چرا در مجله فیلم نقد فرم صورت نمیگیره ؟
نوشته شده توسط فلانی , در ساعت 01 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 و چه خوب است این دست یافتن ها به آرزوهایی که فکر می کنیم دوراند اما نزدیک تر از آن کن فکرش بکنیم می آیند
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 09 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 سلام آقای دکتر، تو این چند روز که نبودم مشغول کاری بودم که نتیجه اش آخرین پست وبلاگم شده.....کل آن مطلب را به عنوان یک کامنت تقدیم می کنم به شما که امید دارم تا 4 رقمی شدن فیلم استوار بمانید و همه آن ها که ساختند برای ما رویاهایی دست نیافتنی را.....هوشنگ گلمکانی عزیز، عباس یاری و مسعود مهرابی که حضورش مستدام اما همواره در سایه....
نوشته شده توسط mouse , در ساعت 12 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 مجله فیلم این ماه یک گنجه . کاش می شد قابش گرفت .هرچی بخواید از هرکسی توش پیدا می شه . غیر از اینا من که عاشق جلد روش شدم
نوشته شده توسط elham , در ساعت 14 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 مبارك
نوشته شده توسط محمدرضا خالقي, در ساعت 15 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 من مجله فيلم را از همان شماره اول كه اسمش فيلم ويدئو بود خوانده ام. ديگه به خوندن فيلم عادت كرده ام و دست همه تون درد نكنه. مطالب گلمكاني و جلالي فخر و قادري و دانش و ايرج كريمي و اسلامي را هم بيشتر از بقيه دوست دارم. راستي چرا حميدرضا صدر رفت سمت ورزش و ديگه نقد نمي نويسه. سايه خيال اون وقت ها كه دست صدر بود بهتر بود. صفحه منشور شما چرا ديگه نيست؟ خيلي جالب بود. قاعده بازي؟ جامپ كات؟ نامه هاي طالبي نژاد به فيلمسازها؟ هي داره يادم مياد. درود بر شما آقاي جلالي فخر
نوشته شده توسط علی سنجری, در ساعت 21 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 سلام
اول تبریک به شما به خاطر دست داشتن در این آتش!-به خاطر انتشار 400مین شماره ماهنامه عزیز و گرامی فیلم.
دوم تاسف و تاثر-البته برای خودم- از این که فیلم گاه گاهی به شهرمون میاد.راستی چرا؟ چرا هر مجله زردی می آید ولی مجله فاخری مانند فیلم...
سوم ندارم!
نوشته شده توسط الهه, در ساعت 22 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 400 شدنتون را تبريك ميگم ولي توقع داشتم بهتر از اين حرف ها بود. رو جلدش عاليه اما محتواش مي تونست خيلي بهتر باشه. انتقادهاي ديگه اي هم دارم كه حالا نمي خوام حال چهارصدي تون رو خراب كنم . كيفيت عكس ها هم خيلي بد و مات بودند. آخه چرا؟!
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د , در ساعت 23 به تاریخ 05 مهر ماه سال 1388 چه روزها و شب هایی که با مجله فیلم دفتر عمرم ورق خورد. شماره هزار فک کنم بشه حدود 36 سال بعد به امید هزاری شدنش چه باشیم چه نباشیم
نوشته شده توسط الهام ج, در ساعت 14 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 سلام شماره 400 مجله فيلم حقيقتا مثل يك رفرنس مي مونه.فكر مي كنم بايد رسيدنش به شماره 400 رو به شما تبريك بگم.اين حس بسيار خوشايند و زيباييست كه كسي تا اين اندازه به چيزي احساس تعلق داشته باشه من اينو از نوشته شما در قسمت "فيلم ديدن هاي ما" احساس كردم. در ضمن گاهي فكر مي كردم پس فيلم هاي خارجي چي؟چرا من مطلبي از شما در موردشون نمي بينم كه حدسم درست بود نمي بينيد كه نمي بينم! به حساب من 34 سال ديگه مجله فيلم به شماره 1000 مي رسه چرا شما به اون سال نرسيد؟" ___________________________________________________ تخته خاكستري: ممنون. مجله فيلم در حال حاضر سالي 16 شماره منتشر ميكند. 12 تا ماهانه و 4 تا ويژه فصل. پس براي 600 شماره ي باقي 5/37 سال وقت لازم است. احتمالا دو و نيم سالي هم بابت زلزله تهران و بازسازي و مابقي قضايا در كار انتشار مجله وقفه مي افتد كه مي شود همان چهل سالي كه عرض كردم!
نوشته شده توسط احمد, در ساعت 14 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 عرض ارادت دکتر! تبریک!
نوشته شده توسط یاسمن , در ساعت 23 به تاریخ 06 مهر ماه سال 1388 مبارک است . برای شما رفتن به دفتر مجله فیلم باعث تپش قلبتان می شود و برای من خرید مجله از کیوسک های روزنامه فروشی که یادم می آید آن موقع که ایران بودم با چه شور و اشتیاقی این مجله را می خریدم و تا رسیدن به خانه ده بار از اول تا آخر آنرا ورق می زدم و دوباره و دوباره . حس خوبی است .
نوشته شده توسط ریچارد بلین , در ساعت 12 به تاریخ 07 مهر ماه سال 1388 از شما توقع نداشتیم آقای جلالی فخر..!... شما که این همه سنگ "کازابلانکا" را به سینه می زدید... مجله فیلم شماره 400 را خواندیم و در کمال تعجب نام این فیلم را در top 10 شما ندیدیم... نکند سلیقه پاک سینمایی شما هم مانند برخی دیگر در حال خراب شدن است...شاید هم خواسته اید کلاس بذارید ... گور بابای "سرگیجه" و آثار سنگین سینمایی که فقط بعضی ها را راضی می کند... خداوکیلی از ته دل بدون توجه به نظر دیگران بگویید : اگر قرار باشد 10 سال به جزیره ای تبعیدتان کنند و فقط اجازه داشته باشید ده فیلم با خود ببرید "سرگیجه" را انتخاب خواهید کرد یا فیلمی شاعرانه همچون "کازابلانکا" را ؟! ____________________________________ تخته خاكستري: من هم از شما توقع نداشتم دوست كازابلانكايي!... من اصلا فيلم خارجي انتخاب نكردم و تازه توضيح هم داده ام كه چرا مرتكب چنين انتخابي نشده ام. در عوض در يادداشت كوتاهم در بخشي كه نوشته ايم اين روزها چگونه فيلم ميبينم، نوشته ام كه تا به حال بيش از پنجاه بار كازابلانكا را ديده ام.... و قطعا اولين فيلم انتخابي ام براي جزيرهي تنهايي، همين عاشقانه ي تمام عيار است.
نوشته شده توسط فرزاد, در ساعت 00 به تاریخ 09 دی ماه سال 1388 من فکر می کنم بعضی از پیشگویی ها که اتفاق نه افتاده در اینده اتفاق می افته.
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد