سال 69 بود و تازه قبول شده بودم. پسرعمهام برايم دو جلد كتاب "قانون" ابنسينا هديه آورد. ما هم جوگير كه خب چه بهتر از اين. من اگر قرار است طبيب خوبي شوم، بايد همهي قانون را قبل از آغاز دانشگاه بخوانم تا با دانشي به اندازهي تاريخ طب و علم بوعلي پاي به كارزار بگذارم. شروع به خواندن كردم و كاش نميخواندم. سواي نثر و شرح منسوخ، اشتباهات فاحشي داشت كه با دانستن زيستشناسي دبيرستان همآشكار بود. البته طبيعي هم بود كه در آن دوران و با آن امكانات، دانش طب در همين حد بدوي و ناقص و پراشتباه بوده. گاهي در اين حد كه اصلا جاي احشاء شكمي و كاركرد و اختلالات منتسب به آنها را عوضي نوشته بود. اين كه جناب بوعلي در آن مقطع و با چشيدن ادرار بيماران مرضقندي فهميده بود كه دفع قند از ادرار نشانهي بدتر شدن مرض است، كشف جالبي بوده؛ اما در زمان حال، صرفا يك تاريخ است!.. جوگيري مهمتر اين كه به ما ميگفتند هماكنون در معتبرترين دانشگاههاي پزشكي دنيا، همچنان "قانون" را به عنوان يك كتاب مرجع طب آموزش ميدهند. كافيست دو ورق اين كتاب را بخوانيد تا به قطعيت سقم اين ادعا پي ببريد. واقعا چرا بايد براي افزايش غرور مليمان، در بارهي تاريخ و پيشينيهي خود گزافهگويي و بزرگنمايي كنيم؟ ابنسينا در مقطع خودش عالم نوجويي بوده اما الان نبايد بيش از يك پيشينهي تاريخي به آن اتكاء كرد. گاهي چنان سرمان با گذشته گرم ميشود كه يادمان ميرود ما ايرانيان با اين همه تاريخ، صاحب هيچ كتاب مرجعي در علم طب امروز دنيا نيستيم. افتخار بزرگتر، پويايي تمدنهاست.
نظرات (16)
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 00 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 چه بگویم والله!
نوشته شده توسط رامتین گلبانگ , در ساعت 07 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 به شدت در این زمینه با شما موافقم ! کارمان فقط این شده که گذشتگان خود را ببریم به عرش و کم کاری ها و ندانم کاری ها و اهمال ها یمان را در عصر حاضر فراموش کنیم .
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 07 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 و این یکی از هزاران خودبزرگ بینی ایرانی است که سند و مدرکی هم برای آن نیست؛ افتخار به گذشته ای که حالش چنین است فقط از جانب یک ... صورت می گیرد ... نماز و روزه قبول ... رمضان خوش بگذره.
نوشته شده توسط منصوره مجتبوی, در ساعت 08 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 اصلا خوشم نیامد. کره ای ها را ببینید. با تمام این بی تمدنی و بی فرهنگی چطور برای خودشان تاریخ سازی می کنند و تا سزارین را به خودشان نسبت می دهند! شما گویا چندان عرق ملی ندارید. اصلا پست شما را دوست نداشتم. بعد از چند پست خیلی خوب این یکی واقعا همه شیرینی آنهارا بر باد داد. ________________________________________ تخته خاكستري: به نظرم نگاه واقعبينانه به داشته ها و پيشينهي ملي منافي عرق ملي نيست. طبعا هر كسي نسبت به متعلقات خود، از جمله هويت و مذهب و مليت و... احساس تعلق و جانبداري دارد اما اين نبايد برفي شود كه سر در آن فرو بريم و دنياي پوياي پيرامون را به درستي نبينيم. ما بايد به ابن سينا و بزرگان گذشته بباليم اما دچار گزافه نويسي و تاريخبسندگي نشويم. ما اكنون بيشتر مترجم طب شدهايم و هنوز دلمان به قاوني خوش است كه ديگر به كار امروز نميآيد. مثل دانشجوياني نباشيم كه تا آخر دوران تحصيلات عاليه، مدام پسرفت ميكنند و دلشان به رتبهي كنكور خوش است. كسي را مي شناسم كه با رتبه يك وارد دانشكده پزشكي شد و پنج سال بعد به علت ضعف و تنبلي زبانزد شده بود!
نوشته شده توسط علي سنجري, در ساعت 08 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 خوشحالم 1براي اينكه زودبه زود مي نويسيد 2براي اينكه روشنگري مي كنيد! خدا خير تان دهد
نوشته شده توسط منصوره مجتبوی, در ساعت 12 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 انتظار دیگری هم از شما نمی رود. همین امثال شما هستد که برایشان فرقی نمی کند تخت چمشید به تاراج برود و هیچ صدایی ازتان در نمی آید. بزرگ کردن بزرگان و پیشینیان نه به معنای خودفریبی بلکه به معنای درس گرفتن از تاریخ بسیار هم ارزنده است. شما یک پوچ گرای محض هستید که فقط به خودتان ارزش میدهید و هر چیزی که خودتان دوست دارید را. مثالش همان شب بیداری شب تا سحرتان است و فخر فروشی به دیگران که نمی دانید چه حالی دارد! بس کنید آقای دکتر! شما اگر خیلی مرد هستید ایراد های بسیار خودتان را برطرف کنید به جای آب ریختن در هاون دشمنان تاریخ و فرهنگ این ملت. گیرم که با حلوا حلوا دهان شیرین نشود، شما اگر مرد هستید قدم پیش می گذاشتید و همان پزشکی را که خوانده اید ارتقا می دادید. شما که خودتان پر از آرزوهای برآورده نشده در رسیدن به آنچه می خواسته اید هستید دیگر نمی خواهد کوس بوعلی سینا را بر سر بام بزنید. محقق برجسته ای اگر بودید این انتقادها به شما می آمد اما حالا نه! گمانم این شما هستید که سر به زیر برف فرو کرده اید و واقعیت زندگی را نمی بینید. انصاف داشته باشید در هتک حرمت از کسی مثل بوعلی. ________________________________________ تخته خاكستري: خدا كمك كند كه در راه كاستي و رفع ايرادهاي پرشمار خود گام برداريم و البته من "پوچگراي محض" نيستم... و خدا كند كه همه انصاف داشته باشيم.
نوشته شده توسط mouse , در ساعت 10 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 کاملا موافقم حتی توی تاریخ هم داریم که کوروش کبیر هر جا لشگر گشایی می کرد نه تنها به فکر حفظ فرهنگ و آداب ورسوم مردمان اونجا بود بلکه وجوه زیبااز اون فرهنگ رو به فرهنگ ایرانی می افزود
نوشته شده توسط احمد, در ساعت 11 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 حيف كه من الان اصلا نه تو مود بوعلی هستم نه این خانم منصوره وگرنه يك جواب مفصل به ايشون ميدادم . فقط موندم چرا يهو اين قدر عصباني شدند؟!!! _____________________________________ تخته خاكستري: به نظرم جواب مفصل نيازي نيست. ايشان نظرشان را گفته اند.
نوشته شده توسط شاهرخ , در ساعت 12 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 بسیار بی انصافی بود . برای درک جایگاه علمی فردی مثل ابن سینا باید اندیشه او را در چهارچوب تاریخ علم مورد بررسی قرار داد .
نوشته شده توسط روزنامه دیواری , در ساعت 13 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 وقتی فقط بر مبنای افتخارات آبکی پیش بریم ...
نوشته شده توسط سيد رضا , در ساعت 17 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 سلام برادر مصطفي.اگر ملت و مردم ما هميشه واقعيت را مي پذيرفتند الان مشكلات ما اينقدر زياد نبود.حداقل كمتر بود.خدا چشم همه ما را به روي حقيقت باز نمايد.آمين
نوشته شده توسط پنجره چوبی , در ساعت 18 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 سلام واقعا بجا بود،دچار غروری کاذب شدیم که فقط مصرف داخلی دارد و البته در معرفی مشاهیرمان بدنیا آنقدر ناشی هستیم که ترک ها و اعراب و ازبک ها برایمان تصاحب می کنند و صدایمان در نمی آید.
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د , در ساعت 20 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388 یکی از بهترین پست هایی بود که از شما خواندم. اما به آینده خوش بینم و فکر می کنم هر چه زمان می گذرد از این تعصب و ناآگاهی کاسته خواهد شد.
نوشته شده توسط انفرادي , در ساعت 00 به تاریخ 03 شهریور ماه سال 1388 با اين پست زياد موافقم.
نوشته شده توسط مسعود , در ساعت 03 به تاریخ 03 شهریور ماه سال 1388 آیا می شود روی حرف حساب چیزی گفت؟!!!
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 07 به تاریخ 03 شهریور ماه سال 1388 به گمانم مشکل از این جاست که مویدین ابن سینا در دوران حاضر هم چنان خودشان از مکان دقیق امحا واحشا اطلاعی ندارند..... ابن سینا راهی را آغاز کرد و اروپاییان ادامه دادند. ما ایرانی ها هنوز در نقطه شروع ایستاده ایم و به آنانی که هزاران فرسخ جلوتر از ما ایستاده اند به دیده دشمن نگاه می کنیم.....
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد