گوگل خوان

تخته خاكستري

تخته خاکستری قبلی

آمار سایت

لینک Rss مطالب

جستجو

Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
  
بهياد از گذشته و داد از بهداد چاپ ارسال به دوست
31 مرداد 1388 ساعت 23:01

ايام دانشجويي، من دومي از راست

1.
امروز اول شهريور است و روز پزشك. شايد روز من هم هست كه روزگاري بزرگ‌ترين آرزويم پزشكي بود... و البته نشد تا آن جا كه دلم مي‌خواست جلو بروم. هنوز هم وقتي وارد بيمارستاني مي‌شوم، دلم ياد جواني مي‌كند و دانشجويي و شب‌هاي كشيك و آن روپوش سفيد دوست‌داشتني و گوشي‌هاي بلند آويزان كه تا جيب روپوش‌ها امتداد داشتند. تا قبل از انترني و كار و مسئوليت و سختي‌ها، از عنوان "آقاي دكتر" حس خوبي داشتيم اما در شب و روزهاي انترني شرطي شده بوديم. مي‌دانستيم كه بعد از شنيدن "آقاي دكتر"، دستورات استاد شنيده خواهد شد و پي‌گيري پرستار و التماس و دلواپسي همراهان بيمار. عكس بالا را در ايام استيجري (قبل از انترني) انداختيم كه در واقع به دوران كويت قبل از اشغال معروف بود. مكان: بيمارستان امام خميني. آن جواني كه هم عينك دارد و هم سيبيل و تو ژست هم هست و بادي هم به غبغب نداشته‌اش انداخته، من هستم. با موهايي كه هنوز پرپشت بودند و لباس روشني كه معمولا مي‌پوشيدم و ساعت مچي كه مانده‌ام چطور تحملش مي‌كردم. حالا كه اصلا!.. آن دوستان همكلاسي را مطلقا به ياد نمي‌‌آورم. نه نام‌شان را و نه اين كه بعدها به كجا رسيدند.
2.
ماهنامه فيلم شهريورماه
ماهنامه فيلم شهريورماه منتشر شد. دو مطلب در آن دارم. يكي در خشت‌و آينه است و در باره‌ي انتخاب‌هاي مريلا زارعي و مهناز افشار نوشته‌ام و چشم سومي كه هنرمند بايد داشته باشد. دومي كه مفصل‌تر است در باره‌ي بازي غلوشده‌ي حامد بهداد است؛ به ويژه در دل‌خون. در بخشي از اين مطلب نوشته‌ام كه: "او عموما اغراق‌آميز بازي مي‌كند و از عضلات صورت و حركات دهان و فك و نمايش دندان‌هايش به وفور و بيش از حد متعارف بهره مي‌برد. اين اغراق در حركات دست و نحوه‌ي راه‌رفتن و اداي كلمات و كلام منقطع با مكث‌هاي كوتاه و پرتعداد نيز بروز مي‌يابد و در مجموع به يك بازيگر  over act مشهور شده كه كنترلش هم آسان نيست. معمولا در نقش‌هاي مكمل و كوتاه نتايج بهتري براي او حاصل مي‌شود... او بازي‌هاي درونگرا را هم به نحوي برون‌گرايانه ارائه مي‌دهد و به رغم تلاش براي مهار شورشي كه در درونش هست و برخلاف تصور بازي زيرپوستي (كه گمان مي‌كنم خودش به اشتباه فكر مي‌كند دارد)، تمام عضلات زيرچشمان و گونه‌ها و بالابرنده‌هاي چانه و عضلات گردن براي يك گريه‌ي ساده درگير مي‌شوند."




  نظرات (26)
نوشته شده توسط The Innovative Muse website, در ساعت 22 به تاریخ 31 مرداد ماه سال 1388
شماره جدید ماهنامه را خواندم و با توجه به اینکه در یک فیلم و سریال احوالات حامد بهداد را از نزدیک دیده‌ام و کمابیش فیلم‌هایی که بازی کرده، با خواندن مطلب تان درباره‌ی او کلی محظوظ شدم! نمی‌دانم با خواندن آن چه حالتی به او دست داده! البته حقش است!!  
 
بازی‌های حامد بهداد بیشتر مناسب تئاتر هستند تا سینما، بهتر است او یا شیوه‌ی بازیگری‌اش را اصلاح کند یا اینکه در تئاتر فعالیت خود را ادامه دهد. در "دلخون" هم چندان عجیب نیست که او نسبت به بازی همبازی‌اش بی‌توجه است. چون بهدادی که حتی به شیوه‌ی بازیگری کیانیان نقدهایی وارد می‌داند، مسلماً performer هایی نظیر آن خانم را ـ همبازی وی در "دلخون" _ بازیگر به حساب نمی‌آورد! 
 
اما بدترین تکه‌ای که به او انداختید این بود: "تمام عضلات زيرچشمان و گونه‌ها و بالابرنده‌هاي چانه و عضلات گردن براي يك گريه‌ي ساده درگير مي‌شوند."
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د website, در ساعت 23 به تاریخ 31 مرداد ماه سال 1388
1-عکس را که دیم یاد آخرین عکس دوران مدرسه و بعد دانشگاه افتادم. از مدرسه خب دیر زمانی گذشته اما از زمان دانشگاه نه ولی کم کم دارم اسم هم کلاسی ها دانشگاه را باوجود این مدت کم فراموش می کنم! 
2- فیلم را امروز تهیه کردم. آن یادداشت خشت و آینه تان را خواندم و برایم این سوال به وجود آمد که جدا از نظر شما که صائب است چه اصراری است که حتما مهناز افشار هم فیلم متفاوت بازی کند؟ چرا هر ازگاهی این سوال از سوپر استارهای سینمای ایران می شود؟ مگر همه جای دنیا سوپر استار ها در فیلم های هنری بازی می کنند؟ 
گذشته از همه این حرف ها مگر اینجا در سال چند فیلم درست و حسابی تولید میشود که انتظار داریم همه بازیگران مطرح فقط در فیلم های شاخص دیده شوند؟
نوشته شده توسط زهرا.م website, در ساعت 23 به تاریخ 31 مرداد ماه سال 1388
پس مبارکتون باشه هم این روز و هم ماه رمضون. 
من یادمه بابابزرگم یکی از این ساعت مچی های سنگین داشت که صفحه ش آبی بود و همیشه عاشق صحنه ای بودم که ساعت رو می برد نزدیک گوشش و چشمش به ساعت دیواری بود یا گوشش به دنگ دنگ دنگ اخبار ساعت 2، که تنظیم و کوکش کنه. خب گاهی هم به مچ های لاغر بچگونه م می انداختمش و البته هیچ جوری اندازه نمی شد. صدای خیلی خوبی داشته این ساعت ها.
نوشته شده توسط ساراي, در ساعت 09 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
با دلخوری مطلبتان را در باره حامد بهداد خواندم. من بهداد را دوست دارم گيرم كه غلو شده بازي كنه!
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی website, در ساعت 00 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
سلام استاد 
در مورد بند یک که من خیلی حرفی ندارم برای گفتن جز اینکه بالاخره نفهمیدم از آن دوران راضی بودید یا خیر؟! 
و اما در مورد بند دوم: 
استاد این را از صمیم قلب می گویم و هیچ غلوی هم در آن نیست،من در تمامی محافلی که با دوستان می نشینیم و حرف می زنیم می گویم که در مورد فیلم های ایرانی اگر می خواهید نظرات مرا بدانید،بروید و یادداشت های جناب جلالی فخر را بخوانید!٬نمیدانم چرا اینطور است؟باور کنید در مورد همه فیلم هایی که تاکنون نوشته اید در نقدشان،کاملا هم نظریم و خودم هم عجیب در تعجبم! 
در مورد بهداد هم دقیقا موافقم،تا کی می خواهد این روند تکراری را ادامه دهد خدا می داند،البته من او را کاملا در حد یک بازیگر خوب قبول دارم اما این تکراری بودن دارد برایش گران تمام می شود
نوشته شده توسط مسعود website, در ساعت 01 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
1. چقدر تیتر این پُست زیباست و بد جور به دلم نشست. 
2. پس روزتان مبارک. و به گمانم همه یک روزی به جایی می رسند که به یاد آرمان خواهی ها و ایدآل طلبی های جوانی شان می افتند و افسوس می کشند. امیدوارم که من به همچه حالتی نرسم. 
3. هنوز مطلبتان را نخوانده ام ولی با همین چند خطی که این جا گذاشته اید بیشتر مطمئن شدم که حرف دلم را زده اید. 
4. نمی دونم چرا این 3 بند بالا رو با لحن رسمی نوشتم؟!!!
نوشته شده توسط مهشید website, در ساعت 09 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
آقای دکتر روز و روزگارتان مبارک.....ما که به دلیل حساسیت به فلز کروم از عنفوان کودکی ازبستن ساعتهای مچی محروم ماندیم و نفهمیدیم چطور این سالها گذشت....شما هم یک کوچولو زود پیر شدیدا!!!
نوشته شده توسط عادل website, در ساعت 07 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
و چه تلخ است بی خبری از دوستان گذشته و مجهول بودن وضعیت شان ....
نوشته شده توسط سعيد مهرپور, در ساعت 08 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
آقاي جلالي فخر روزتان مبارك باد اميدوارم هميشه روزگار خوبي داشته باشيد با صحبت شما درباره بازي غلو شده حامد بهداد موافقم
نوشته شده توسط ستاره website, در ساعت 08 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
روزتون مبارک.امیدوارم کادوی خوبی بگیرید. حالا این کویت شما را کی اشغال کرد؟
نوشته شده توسط اقلیما website, در ساعت 08 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
سلام....پس اول از همه باید بگم که روزتون مبارک...... 
شماره جدید فیلم رو حتما تهییه میکنم...راستش هنوز دلخون رو ندیدم که بخوام در مورد بازی بهداد حرف بزنم... 
دلخون رو که دیدم حتما در مورد بازی بهداد میام و میگم.... 
بهداد بازیگر مورد علاقه خودمه ..... مخصوصا تو جشنواره با دو کار متفاوتی که ازش دیدم بیشتر به بازیش ایمان اوردم.... 
ولی دلخون....میبینم بعد نظر میدم
نوشته شده توسط مهشید website, در ساعت 10 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
سوال: این مطلب مگه در ساعت 00:01 01 شهریور 1388نوشته نشده؟؟...پس چرا اولین نظر در در ساعت 23 به تاریخ 31 مرداد ماه1388 ثبت شده؟؟!!!!!..... 
______________________________________ 
تخته خاكستري: من مطلب را ساعت 23 و 30 دقيقه ديشب گذاشتم و اولين كامنت چند دقيقه بعد از آن دريافت شد. ساعت نويسي كامنت‌ها بر اساس ساعت است و دقيقه را نمي نويسد و هنوز نتوانستيم اين نقص را اصلاح كنيم. نظر به اين كه اين پست مربوط به اول شهريور است و سي دقيقه مانده تا اول شهريور ارزش اين را نداشت كه تاريخ نوشته 31 مرداد باقي بماند، خودم آن را به اول شهريور تغيير دادم و البته تغيير تاريخ كامنت امكان پذير نيست!
نوشته شده توسط آرمین, در ساعت 12 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
تبریک برای روزی که به نام شما است.
نوشته شده توسط مريم website, در ساعت 14 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
سلام . رمضان ماه ميهماني پروردگار برشما مبارك. لحظه هاي پراز احساس افطار مريض ها رو هم دعا بفرماييد. ما هم التماس دعا. 
عكس ها هميشه وضوح خاطرات را بيشتر مي كنند. روزتان مبارك باشد. تنتان سلامت باشد و درزندگي به هرچه كه مي خواهيد برسيد.
نوشته شده توسط سبو website, در ساعت 16 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
روزتان مبارک به امید دنیایی پر از پزشکان وظیفه شناس، پزشکانی که با ورود بیمار با هول و هراس دفترچه اش را نگیرند و مهر کنند و بعد با سر پائین و خودکاری که میلغزد و شرح حال نگرفته تجویز میکند دو سه کلمه مبهم از بیمار بپرسند: چی شده؟ به امید دنیایی سپید و زیبا/ راجع به بهداد شاید قابل تحمل ترین بازی اش همان بوتیک باشد و بس، بقیه ی جاها تفاوت چندانی در تیپ های مختلف نگنجانده در کارش.
نوشته شده توسط رها website, در ساعت 21 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
سلام جناب دكتر 
روزتان و روزگارتان مبارك 
نمي دانم چرا به يك "منتقد" بيشتر مي خوريد؟! شايد هم آن به شما مي خورد.  
 
براي من هم "حامد بهداد" آخر اغراق و هيجان است كه گاهي با تعصب هم مخلوط مي شود و بازيش هم اصلا روان نيست اما خودش آن را راحت مي گيرد. 
و خيلي ها از شيوه بازي او به عنوان يك سبك ياد مي كنند كه من قبول ندارم. به گمانم سبكي در كار نيست اغراق است و افراط و همين. بدون اينكه زيبا باشد و باور پذير. 
 
پايدار باشيد.
نوشته شده توسط The Innovative Muse website, در ساعت 21 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
راستی یادم رفت روزتان را تبریگ بگویم جناب دکتر.. شرمنده.
نوشته شده توسط حورا website, در ساعت 23 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
روزتون مبارك دكترجلالي فخر. 
خودمونيم ها الان قيافه تون خيلي بهتر ازاون موقع است بالاخره يك جايي اين كم مويي بدرد ميخوره. 
_______________________________________ 
تخته خاكستري: يكي از شوخي هاي من با ديگران اين است كه به آن‌ها مي‌گويم "بر خلاف آن چه همه مي‌گويند، شما آدم خيلي خوبي هستيد" آن ها اول تشكر مي‌كنند اما كمي بعد است كه بخش اول قضاوت من به چشم‌شان مي‌آيد.... بنده هم بابت اظهار لطف تان تشكر مي‌كنم!
نوشته شده توسط مرتضآ website, در ساعت 23 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
سلام ... روز پزشک بهتون تبریک میگم. 
اگر اشتباه نکنم برگمان بود که می‌گفت:" خودت باش - جهان اصل را ستایش می کند" امیدوارم حامد بهداد زودتر خودش را از این زندونی که واسه خودش درست کرده رها کنه . 
 
امیدوارم هرکجا که هستید ... سالم ... شاد ... و موفق باشید .
نوشته شده توسط حمید website, در ساعت 23 به تاریخ 01 شهریور ماه سال 1388
روزتون مبارک
نوشته شده توسط علي website, در ساعت 09 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388
چه عكس جالبي آقاي دكتر. چه قدر جوان بوديد و روزتون هم با تاخير مبارك
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د, در ساعت 20 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388
راستی آن لینکی را که لطف کردید و برایم نوشتید از یادداشتی که در آدم برفی ها نوشته بودید بسیار استفاده کردم 
ممنون
نوشته شده توسط نرگس website, در ساعت 23 به تاریخ 02 شهریور ماه سال 1388
با کمی تاخیر. روزتان مبارک.
نوشته شده توسط مهشید website, در ساعت 08 به تاریخ 03 شهریور ماه سال 1388
بهداد متد اکتینگ رو بدون استاد تجربه کرده و اگزجره ناک شده، یک کم قاعده بازی کیانیان بخونه شاید به تعادل برسه ...و با این اوصاف فکر کنم یک روحانی ساینس-فیکشن بازی کرده باشه... 
راستی آقای دکتر شما و خسرو نقیبی دست به یکی کردید و خيال گلمکانی عزیز را بابت سوژه هاي ذهني اش خلاص كرديد؟؟!!!.... چقدر متن کوچولوی گلمکانی دل چسب و پرتاب کننده خوبی تو نوشته فوق العاده شما بود.
نوشته شده توسط یاسمن website, در ساعت 23 به تاریخ 03 شهریور ماه سال 1388
دکترجان روزتان مبارک و مبارک باد روزهایتان .
نوشته شده توسط یه دوست, در ساعت 03 به تاریخ 15 آبان ماه سال 1388
نمی دونم در نظر شما غلو یعنی چی؟ اما فقط یه جواب میدم به همه ی موافقان نویسنده ، حامد بهداد همونیه که تو کلاسای استاد حمید سمندریان همیشه نمره کامل می گرفته تو امتحانات عملی.

اظهار نظر کنید
نام :*
پست الکترونیکی :
وب سایت :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*

اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد

 
< بعد   قبل >
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS