از امروز دوباره مجالي فراهم است تا دوباره ببينيمش. شايد چند باره. در باره الي اتفاق بزرگي در سينماي ايران است. انگار سينما در ايران به كمال رسيده باشد. اين كه چگونه ميتوان زندگي را با همهي غنا و جزئياتش كشف كرد. دوباره خلق كرد. از آن فيلمهاييست كه ميتوان با خيالي آسوده از شيفتگي به آن گفت و شرح داد و ذوق كرد و همچنان متحير بود. كه چگونه ميشود زندگي را تا اين حد عيني خلق كرد. پس از اين همه فيلمهايي كه چنگي به دل نميزدند، حالا ميتوان به عنوان يك ايراني سر بلند كرد. كه اين سينماي ماست. حالا ميتوان مصداق آورد براي كساني كه از چرايي شيفتگي به سينما ميگويند. در باره الي چنان كمنقص و بزرگ و عزيز است كه انگار دليل آوردن براي شاهكارياش به اثبات دوبارهي بديهيات شبيه ميشود... از فردا عازم سفري چند روزه به دريا هستم. و درك هزار بارهي موج و راز و طبيعت. در باره الي هندسهي دقيق حركات و رخدادها و گفتارهاست؛ درآميخته با دريا/طبيعت به نشانهي تقدير. آخر هفته بازميگردم و در اين چند روز سفر مشغول نوشتن خواهم بود. و مگر تفريحي بهتر از نوشتن در باره الي هست در اين چند روز؟ آن هم كنار دريا و در همسانپنداري طبيعتگرا. حس ميكنم شوريدگيام نسبت به اين فيلم ناقص ميماند اگر ننويسم... در اين چند روز!
نظرات (28)
نوشته شده توسط حسن نیازی , در ساعت 23 به تاریخ 15 خرداد ماه سال 1388 شوق تماشای این فیلم سرتاسر وجودم رو گرفته، شنیدم اکران شده و کلی خوشحال شدم! مطمئنا بزودی در سینمای شهر ما هم اکران میشه و حتما می بینم...
نوشته شده توسط علي سنجري, در ساعت 23 به تاریخ 15 خرداد ماه سال 1388 سلام اميدوارم هرچه زودتر به سينماي جهان نماي چالوس هم برسد
نوشته شده توسط فرناز , در ساعت 23 به تاریخ 15 خرداد ماه سال 1388 به همه هیجانی که این روزها در وجودمان موج می زند باید اشتیاق دیدار با الی و همسفرانش را نیز افزود...من که فکر می کنم تا صبح بیدار می مانم از بس که هیجان زده ام...! سفر خوبی داشته باشید.
نوشته شده توسط فرزاد کاظمی, در ساعت 00 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 میون این همه هیاهو تو اوج رقابتهای انتخاباتی دیدن فیلمی از جنس من، تو، او و خود خود خود زندگی فیلمی که در جشنواره ناجوانمردانه - قربون ادبیات خودم برم - دیدنشو از دست دادم کلا و شدیدا مشتاق دیدنشم.
مرد خیلی مختصر.
نوشته شده توسط ایرن , در ساعت 07 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 من هم مشتاقانه منتظر اکرانش بودم چون نتوانستم تو جشنواره ببینمش... من به شما و این همه سفر غبطه می خورم... من پشت این میز اداری لعنتی که هیچ فرقی با زنجیرهایی که زندانی رو می بندند نداره و شما هم در آستانه ی آبی بیکران دریا......
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 08 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 اتفاق خوبی است بالاخص در این روزهای پر استرس و دلشوره و هیجان و امید و ترس و اضطراب و خیلی چیزهای دیگر .....
نوشته شده توسط فلانی , در ساعت 09 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 تمام سعی ام این است که در اولین فرصت ببینمش.
نوشته شده توسط سعيد هدايتي , در ساعت 10 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 چند شبانه روز است از استرس ناشي از اتفاقاتي كه پيرامون بحث انتخابات مي گذرد نخوابيده ام. بي صبرانه منتظر ديدار الي بودم به دو دليل: مهم ترينش اين كه وعده گاهم با دوستي ست كه سالهاست او را نديده ام وحالا با اين شرايط روحي پريشاني كه از بركت انتخابات دارم حوصله ديدار تازه وغرق شدن درون عشق قديمي(سينما) را ندارم. خدا كند كه با دل مطمئن و رواني آسوده به ديدار دوستانم بروم . هم علي وهم درباره الي فرهادي عزيز.
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 14 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 سلام استاد من هم منتظرم برای بار دوم پس از آن دیدار شلوغ جشنواره فیلم شهر دوباره ببینمش...
نوشته شده توسط احمد, در ساعت 18 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 سایت شما خیلی عالی ست
نوشته شده توسط الهه , در ساعت 16 به تاریخ 16 خرداد ماه سال 1388 به شدت مشتاقم این فیلم را ببینم. هم جواری با دریا خوش بگذرد.
نوشته شده توسط کامران, در ساعت 00 به تاریخ 17 خرداد ماه سال 1388 سلام با این اوصاف که فرمودید باید خیلی دیدنی باشد. امیدوارم بزودی ان را ببینم.
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 06 به تاریخ 17 خرداد ماه سال 1388 آنقدر دنیا لذت بخشه وقتی که همه دارن فقط به هم می پرند و هم دیگر رو متقاعد می کنن...یکی مثل ما فقط ازدیدن درباره الی... لذت ببره و دیگر هیچ... آقای دکترپس چند روز به دریا خوش میگذره...
نوشته شده توسط sina , در ساعت 09 به تاریخ 17 خرداد ماه سال 1388 من دارم لحظه شماری میکنم که این فیلم مشهد هم بیاید . شاید این جمعه بیاید. شاید.
نوشته شده توسط شکوفایی(مینا) , در ساعت 14 به تاریخ 17 خرداد ماه سال 1388 دغدغه سینما و شوریدگی و عظمت دریا و ... درباره الی. سرسوزنی هم از این همه شوق کاش سرمایه من شود...
نوشته شده توسط درخت بی سایه , در ساعت 22 به تاریخ 17 خرداد ماه سال 1388 راستش من هم همینطوری فکر می کنم...به خاطر الی و ترانههر دو برای سینمای ما اتفاقهای دلنشینی هستند
نوشته شده توسط فرفره بی باد , در ساعت 15 به تاریخ 19 خرداد ماه سال 1388 من دیوونه این بیان شیواتم کاش نزدیکت بودم کاش باهات دوست بودم ازاینکه مخاطب عاقلی مثل شما داشته باشم پرم از خالی خسته شدم از پس دور ورم پر از ادم بیخاصیت بهت افتخار میکنم دکتر
نوشته شده توسط مهشید , در ساعت 07 به تاریخ 20 خرداد ماه سال 1388 سلام آقای دکتر. فکر کنم اراده فرمودید تا مطالبتون درباره" درباه الی..." تموم نشده از دنیای قشنگتون وارد دنیای مجازی نشوید... ما منتظر هستیم تا احتمالا" مطلب شما رادر این شماره "فیلم" بخوانیم.
نوشته شده توسط aka , در ساعت 23 به تاریخ 20 خرداد ماه سال 1388 مشتاقانه منتظر دیدنش هستم.
نوشته شده توسط محمد مسعودنیا, در ساعت 23 به تاریخ 20 خرداد ماه سال 1388 دکتر جون تو تنها کسی بودی که وبلاگ منو میخوندی و تو گوگل خوانت بودم که تو هم دیگه ما رو نمی خونی و حذفمون کردی.بازم خیالی نیس.من ولی هنوز می خونمت.این فیلمه هم هنوز اهواز نیومده.بیاد حتما میرم ببینمش.امیدوارم ارزشش اونقدری باشه که ذهنتو مشغول خودش کرده و شاید ذهن منو مشغول کنه.امیدوارم... ____________________________________ تخته خاكستري: من هيچ كس را از گوگل خوان تخته خاكستري حذف نكرده ام و اگر اپ كنيد علي القاعده به صدر ليست مي آييد.
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 22 به تاریخ 20 خرداد ماه سال 1388 سلام استاد بروزم با یادداشتی بر درباره الی حتما بخوانید. نظرتان را میخواهم
نوشته شده توسط ن ی ک ز ا د , در ساعت 23 به تاریخ 20 خرداد ماه سال 1388 آمدنش مبارک
نوشته شده توسط افسانه, در ساعت 07 به تاریخ 21 خرداد ماه سال 1388 با سلام فیلم خوبی باید باشد.
نوشته شده توسط کورش, در ساعت 15 به تاریخ 22 خرداد ماه سال 1388 باسلام جمعه22خرداد88 سلام خدمت استادبزرگوار نقددرایران ممنون ازنگاه تیزبینتان به شاهکارجدید فرهادی نازنین استاد لطفا کوردلان نقد درایران را راهنمایی کنید اثارفیلمسازان ما را با حب وبغض به نقد ننشینند کسانی که سینمای دلخواهشان هنوز جان فورد است وفیلم مدرن دلخواهشان اخراجیهای2 ممنون
نوشته شده توسط روزنامه , در ساعت 18 به تاریخ 23 خرداد ماه سال 1388 اون صحنه پانتومیم خداییش شما رو یاد سینمای هالیوود ننداخت ؟ کی ایروونی ها از این عادت ها دارن که دور هم جمع شن پانتومیم بازی کنند ؟ اما من اون صحنه بادبادک بازی الی رو خیلی دوست داشتم.
نوشته شده توسط محمدعلی خبیر , در ساعت 17 به تاریخ 27 خرداد ماه سال 1388 درود. درباره الی را در سانس آخر سینما ساویز کرج دیدم.آن شب خوابم نمی برد.همه اش به این فکر می کردم که حقیقت چه قدر ترسناک است و ندانستن چه ترسناکتر.موفق باشید.
نوشته شده توسط ..., در ساعت 12 به تاریخ 24 تیر ماه سال 1388 درباره الی فقط درباره الی نبود درباره همه ی اونهایی بودکه صداقتشون زیر بار اجبار مناسبات نادرست اجتماعی له میشه و حاصلی جز عذاب وجدان براشون به همراه نداره.عذاب وجدانی که در واقع باید گریبان جمعی رو بگیره که به قضاوت نشسته و بی هیچ مسولیتی حکم صادر میکنه و خودش قربانی همین قضاوتها شده.جمعیتی که خیلی زود به روزمرگی برمیگرده و به قضاوتهای خودش عادت میکنه.الی منو به یاد کاسپار هاوزر قهرمان فیلم هرتزوگ میندازه که اون هم تضاد قوانین دست و پاگیر اجتماعی رو با سادگی و صداقت خودش تاب نمیاره و اون هم متل الی شاید خودخواسته تن به مرگ میده.
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد