"آينده" احتمالا شبيه دروغهاي تازهي صبح است وقتي به توصيف "حال" مينشيند اما ما سالهاست كه "گذشته"ايم و در سالهاي نوري بيجهت پرسه ميزنيم و سرمان به جمجمهاي گرم است كه در مريخ پيدا شده از گذشتههايي كه سرگرم "حال" خود بودند
نظرات (19)
نوشته شده توسط حمید , در ساعت 10 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 خیلی شعر خوبی بود. شاعر، خودتان هستید؟
نوشته شده توسط زنبق دره , در ساعت 10 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 با اجازه لینک مصاحبه شما با استاد آغداشلو را زیر مطلب خودم در باره ايشان گذاشتم
نوشته شده توسط بانوی..., در ساعت 10 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 آینده... شاید هم که شبیه رویای امروزمان باشد ،اگر که بخواهیم.
نوشته شده توسط علي سنجري, در ساعت 12 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 سلام امروز از پدرم شنيدم كه ميگفتند خداي نكرده سرطان در ده سال آينده بيماري اي مانند سرماخوردگي همه گير مي شود
نوشته شده توسط عادل , در ساعت 17 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 شايد هم در اين پرسهها بتوانيم خودمان را پيدا كنيم ... خود خودمان را!
نوشته شده توسط ایرن , در ساعت 18 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 شعر خوبی بود... ما همیشه در گیر مردمان و گذشته ای هستیم که شاید فهم زندگیشون کمکی به بهبود زندگی و حال ما نکنه.....
نوشته شده توسط مجید , در ساعت 19 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 انگاری آینده در گذشته جا مانده!
نوشته شده توسط آرمین, در ساعت 23 به تاریخ 13 ارديبهشت ماه سال 1388 شعر پر مفهومي است. اما این واقعا جمجمه است ؟ انگار یک چیزهایی از این خبر شنیده بودم. واقعا جمجمه است دکتر؟ ____________________________________ تخته خاكستري: خبر مربوط به جمجمه در مريخ را در اين آدرس بخوانيد http://asriran.com/fa/pages/?cid=71159
نوشته شده توسط آرمین, در ساعت 00 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 ممنون.
نوشته شده توسط امیررضا تجویدی , در ساعت 04 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 سلام استاد. این شعر مرا یاد مدار صفر درجه حسن فتحی می اندازد. انگار هممون در نقطه صفر؛ روی مدار صفر درجه داریم درجا می زنیم.هیچ اتفاق جدیدی قرار نیست بیفته. با مطلبی تحت عنوان: "مورد عجیب مانی حقیقی" آپم.
نوشته شده توسط ..., در ساعت 09 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 اين شعرتان در بالاترين لينك شد.
نوشته شده توسط حسن نیازی , در ساعت 09 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 لحظه دیدار نزدیک است. باز من دیوانه ام، مستم. باز می لرزد،دلم،دستم. باز گویی در جهان دیگری هستم.
های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ! های نپریشی صفای زلفکم را، دست! و آبرویم را نریزی، دل! ای نخورده مست - لحظه دیدار نزدیک است.
"مهدی اخوان ثالث"
نوشته شده توسط درخت بی سایه , در ساعت 10 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 کتاب های اریک فون دانیکن مملو است از تصاویری اینچنین که روزگاری سرگرم حال خود بودند ( ارابه های خدایان- در ستوی خدایان باستان - وقتی خدایان به زمین آمدند و...)
نوشته شده توسط نیکزاد , در ساعت 10 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 چه پرسه تلخی
نوشته شده توسط تلنگر , در ساعت 21 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 درود برجناب جلالی فخر عزیز در این پرسه ها سرمان به خودمان و فقط به خودمان گرم است...بدون توجه به پیرامونمان...آینده قضاوت می کند حال بیهوده ی ما را...
در برابر چشمانم خورشید در پشت پرده راز پنهان میشد... پشت پرده راز... زیبا ست...
مطلبتان در اعتماد ملی هم انتقادی به جا از صحبت های اخیر میلانی بود . حتما مطلعید که کمی قبل از ان یادداشتی انتقادی از میلانی که گفته بود 90 درصد منتقدان بی سوادند در اعتماد چاپ شد و میلانی با فرستادن جوابیه از خجالت نویسنده آن یادداشت که به گمانم امیر پوریا بود درآمد.
سپاس و تشکر از حضور و نظرتان باز هم منتظر حضور گرم شما هستم.
نوشته شده توسط فرزاد كاظمي, در ساعت 22 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 آخر به چه گويم هست از خود خبرم چون نيست ... شايد. با وجود كوتاهي سير آفاق و انفس بود.
...مرد مختصر.
نوشته شده توسط سيد رضا , در ساعت 22 به تاریخ 14 ارديبهشت ماه سال 1388 شعرتان كمي بيشتر از شعر هاي قبلي عجيب است.ولي كلاً آدم جالبي هستيد. از اينكه وبلاگم را مي بينيد به خود مي بالم.متشكرم.
نوشته شده توسط رضا, در ساعت 01 به تاریخ 15 ارديبهشت ماه سال 1388 با اين پرسه در سال هاي نوري خيلي حال كردم. تعبيرتون فوق العاده است.
نوشته شده توسط انفرادي, در ساعت 08 به تاریخ 15 ارديبهشت ماه سال 1388 غمگين شدم...
اظهار نظر کنید
کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد