گوگل خوان

تخته خاكستري

تخته خاکستری قبلی

آمار سایت

لینک Rss مطالب

جستجو

Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
  
آتش‌سوزي سبز! چاپ ارسال به دوست
22 دی 1387 ساعت 08:24

خودشيفتگي‌هاي رنگارنگ

به نظر مي‌رسد كه رفتار واكنشي كارگردانان سرخورده‌ي سينماي ايران به مرز نگران‌كننده‌اي رسيده است. چه از لحاظ افزايش شمارگان و چه در نوع واكنش‌ها. تهمت، توهين و تحقير شايع‌ترين يافته‌هايي‌ست كه آن‌ها در مواجهه با منتقدان آثار خود بروز مي‌دهند. اين واكنش‌ها معمولا به صورت حاد و در هنگام نمايش عمومي بروز مي‌يابد. گاه به يك شكست يا چند شكست اخير مربوط مي‌شود و گاه نوعي فرافكني در مواجهه با كليت كارنامه يا عمر هنري‌شان به شمار مي‌آيد. پس از نارضايتي عميق از نگاه منفي منتقدان، آنان به مصاحبه‌هاي متعدد علاقه نشان مي‌دهند و مي‌كوشند در دو جبهه به "مبارزه"ي خود ادامه دهند. يكي جبهه‌ي توضيح مفصل در باره‌ي اثر خود و راه دشواري كه پيموده‌اند و ديگري در تخطئه‌ي كساني كه در باره‌ي فيلم‌شان نقد منفي نوشته يا گفته‌اند. مصداق اخير چنين رويكردي، رفتار ناشايست و نارواي سازنده‌ي آتش سبز در برابر يك سايت سينمايي و دو تن از منتقداني‌ست كه اين سايت را اداره مي‌كنند. با اين ادعاي بي‌سند (و البته تكذيب‌شده) كه علت نقد منفي آنان، رد درخواست آگهي سيصدهزارتوماني آن سايت توسط تهيه‌كننده بوده است. تهمت مبتكرانه‌اي نيست. درست شبيه ادعاي سيروس الوند كه منتقدان خود را كساني دانست كه تقاضاي دستياري يا بازيگري از وي داشته‌اند و مورد پذيرش قرار نگرفته. يا احيانا شبيه فيلمساز ديگري كه همه منتقدان خود را عضوي از يك شبكه‌ي هماهنگ مافيايي مي‌داند. تلخ اين‌جاست كه اين جور تلاش‌هاي فرافكنانه براي توجيه آثاري‌ست كه به گونه‌اي شوربختانه به حد متوسط هم نمي‌رسند. كسي مثل اصلاني اجازه نمي‌دهد كه به حرمت سن و سال ايشان (و نه حرمت فيلم‌شان) چونان تماشاگران معدودشان به خواب برويم و سكوت كنيم. يا كسي مثل الوند كه سقف توانايي‌اش يك بار براي هميشه اتفاق افتاده، حد و حدود هنري خود را به رسميت نمي‌شناسد. يا احيانا حاتمي‌كيايي كه اين همه كار قابل دفاع و انتخاب دارد، شكست‌هاي اخير خود را پذيرا باشد و به منتقدان خود دشنام نگويد. به نظر مي‌رسد كه اين فيلمسازان مايل‌اند تا با تهمت‌پراكني و توهين عليه‌ي منتقدان خود، نقد فيلم را در كل منكوب كنند و منتقدان بعدي در هراس افترا و ناسزا، هيچ دستمالي به سرهاي بي‌درد خود نبندند! قصد اين نوشته دفاع از يك سايت يا دو همكار منتقد نيست (كه خود مي‌توانند و چنين كرده‌اند). حرفم در باره‌ي رشد خزنده و همه‌گيرشونده و حرمت‌شكنانه‌اي ست كه توسط برخي فيلمسازان كم‌تحمل يا خودشيفته عليه منتقدان سينما رخ داده است.
متاسفانه نشانگان اختلال "نارسيسيستيك" به گونه‌اي كلاسيك در برخي (و چه بسا بسياري) از فيلمسازان ما ديده مي‌شود. از خودبرتربيني، پرخاشگري، نگاه نابرابر و استثمارگرا به آدم‌هاي اطراف‌شان گرفته تا التيام يافتن‌شان با تحقير منتقدان (چه به صورت ذهني و چه به صورت علني) و حتي اين كه تحسين‌شدگي خود را هم واكنش ضروري ديگران مي‌دانند و البته هيچ وقت به مقدار كافي نيست. يافته‌ي شايع "توهم توطئه" نيز بيش از آن كه احيانا يك دليل پارانوئيد داشته باشد، بخشي از همان خودشيفتگي‌ست. اين دسته آدم‌ها معمولا باهوش يا زيبا يا... هستند و يك هسته مركزي واجد قابليت ستايش دارند؛ اما به دليل درگيري ذهني‌شان با تصور بزرگ‌كرده‌ي توانايي‌شان، مجال طي درست راه را نمي‌يابند و البته در بدترين حالات نيز، راه‌هايي براي عدم پذيرش واقعيت و كنار آمدن با خود را مي‌يابند. آن‌ها در روزگار ميان‌سالي يا پيري، معمولا به نقل گذشته‌ي باشكوه و موفق خود مشغول‌اند و اظهارنظرهاي عجيب و دهان‌پركن در ستايش خود يا كوچك‌پنداري ديگران صادر مي‌كنند و چه بسا دچار غم فراق خود شوند. اصرار براي نظريه‌پردازي و ارائه‌ي راه‌حل‌هاي كلان و بسيار ديدن در خشت خام و پيچش مو نيز در آن‌ها شيوع دارد. كافي‌ست مصاحبه‌ها و واكنش‌هاي بسياري فيلمسازان را در شرح آثار خود و واكنش به نقدها را بخوانيد تا به وفور به بي‌سوادي منتقدان و بي‌اهميتي نقد و منتقد براي آن‌ها و البته عصبيت و ناسزاگويي عليه منتقدان و قلم به مزد بودن‌شان و كشف توطئه‌ي فراگير برخورد كنيد. آن‌ها معمولا به تاريخي حواله مي‌دهند كه در زمان‌هاي دور پس از اين فرا خواهد رسيد و شاهكارهاي آنان را چونان دفينه‌اي پنهان كشف خواهد كرد.
حرف آخر اين است كه نبايد اين رويه‌ي مسموم و متاسفانه شايع را چونان واقعيتي تلخ پذيرا باشيم. درست مثل برخي فوتباليست‌ها كه شنيدن فحاشي را بخش ناچار كار خود مي‌پندارند. پيش‌تر نيز گفته‌ام كه انجمن منتقدان سينمايي ايران "موظف" است تا در برابر  اين هجمه‌ي ناروا، مدافع حريم و حرمت منتقدان و جريان نقدنويسي باشد. سكوت مماشات‌گونه‌ي آن‌ها، فيلمسازان خودشيفته را بي‌پرواتر مي‌كند و در نهايت، جريان نقدنويسي را در ايران به يك كلبه‌ي نمور و تاريك و سست‌بنياد خواهد كشاند.




  نظرات (13)
نوشته شده توسط کامران اطهاری website, در ساعت 10 به تاریخ 22 دی ماه سال 1387
شاید بجای جلسه نقد ایشان نیاز به جلسه مدیحه سرایی داشتند. پر واضح است که در جلسه نقد باید "نقد" کرد و ایشان نباید در این جلسه منتظر مجیز گویی باشند.
نوشته شده توسط عادل website, در ساعت 17 به تاریخ 22 دی ماه سال 1387
به نظر من اين مسئله تنها در سينما نيست. در فوتبال هم چنين است. كسي حق ندارد به آقاي X و Y بگويد كه بالاي چشمتان ابروست.... 
اما در وادي هنر قضيه نگران كننده‌تر است. كارگردانهاي زيادي را ديده‌ام كه در جلسه نقد و بررسي فيلمش ناراحت شده‌اند با پرسشگران به درگيري لفظي پرداخته‌اند. 
راستي! آقاي جيراني در نقد و بررسي مجموعه مرگ تدريجي يك رؤيا هم بسيار ديدني بودند. باورم نمي‌شد كارگرداني چنين ابتذالي چنين با قدرت از چنين ضعفي دفاع كند.
نوشته شده توسط This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it website, در ساعت 16 به تاریخ 22 دی ماه سال 1387
عقاید و نظرات ایشون بیشتر خنده داره تا ناراحت کننده 
راه خوبی برای تبلیغات یا فروش فیلمشون در نظر نگرفتن
نوشته شده توسط مائده, در ساعت 22 به تاریخ 22 دی ماه سال 1387
اگر منتقدان حریم ادب و نزاکت را نمی شکستند شاهد این وضعیت و جبهه گیری ها نمی شدند مخصوصا این دو همکار نازنین شما. جریان نقد نویسی را خود منتقدین به اینجا کشانده اند. چرا که منتقد خود را دانای کل می پندارد که بر همه چیز احاطه و اشراف کامل دارد.نقد توهین و تمسخر و طعنه و کنایه نیست .منتقدین بیشتر از فیلمسازان دچار خودشیفتگی هستند و ادعای فهم و کمال و فرهیختگی دارند.فیلم آتش سبز فیلم غیر قابل دفاعی بود این درست اماحرکت امیر قادری که قصدی جز تمسخر فیلمساز نداشت و به گفته خودش برای خنده این کار را کردآیا کار درستی بود ؟برخی منتقدین به خود فیلم اکتفا نمی کنند و به نقد خود فیلمساز و...می پردازند.آقای درستکار می گوید چه در ایران چه در خارج از ایران فیلمسازان موفق و نامدار شهرت و موفقیت و جایگاه خود را مدیون منتقدین هستند.این همه خودشیفتگی از کجا می آید که منتقد به جایگاه فیلمساز چنین نگاهی دارد.نه آقای محترم فیلمسازان موفقیت خود را مدیون هنر خود و زحمتی که برای خلق یک اثر خوب کشیده شده هستند .
نوشته شده توسط کیا, در ساعت 02 به تاریخ 23 دی ماه سال 1387
دنیای آدمایی مثل اصلانی کجا، دنیای انشاءنویس‌هایی با موضوع سینما که کاری جز مسخره‌بازی بلد نیستن کجا!؟
نوشته شده توسط رضا website, در ساعت 03 به تاریخ 23 دی ماه سال 1387
اعتقاد دارم نه فيلمساز بايد خودخواهانه از نقد فيلمش دلگير و عصبي شود و جبهه گيري كند و نه منتقد خود را عقل كل بداند كه بهترين نقد را نوشته است و ايراد هاي فيلم را تمام و كمال موشكافي كرده است.تا فيلمي نباشد نقدي هم وجود ندارد و تا نقدي نباشد فيلمساز در جهت رفع معايب و بهبود فيلمهاي آينده اش تلاش نخواهد كرد.البته اين مطلب كه عرض مي كنم كلي است و چه بسا فيلمسازان محترمي كه خودشان بدون نقد هم به مراتب رشد چشمگيري دارند و خواهند داشت.ولي خداييش باورش خيلي سخته كه حاتي كيا به منتقد فيلمش دشنام بده.راستي دشنام داده؟
نوشته شده توسط علی سنجری, در ساعت 06 به تاریخ 23 دی ماه سال 1387
سلام/از این که با رفتار((حرفه ای))از همکارانتان آقایان قادری و حسنی نسب دفاع کردید متشکرم
نوشته شده توسط احمد مقدم, در ساعت 09 به تاریخ 23 دی ماه سال 1387
اين خودشيفتگي مختص فيلمسازان نيست و حتي در قشر منتقد هم هستند . مثلا آقاي... كه خدا را هم بنده نيست!!! 
_________________________________________ 
تخته خاكستري: با شما موافقم اما بنا به دلايلي كه حتما براي تان قابل درك است، اسم ايشان را حذف كردم.
نوشته شده توسط احمد مقدم, در ساعت 17 به تاریخ 23 دی ماه سال 1387
چرا حذف كرديد؟ خب مي گذاشتيد چند نفري بدانند كه منتقد متفرعن كيه؟ راستي يادتان رفت به كمال تبريزي اشاره كنين. او هم اخيرا به منتقدان فيلم آخرش حرفهاي بي ربط زد.
نوشته شده توسط reza, در ساعت 19 به تاریخ 23 دی ماه سال 1387
بامزس كه اين آقاي فيلمساز دم از مولانا ميزنه و ميگه مردم بي سوادند اما براي توجيه خودش يه همچنين كارهاي سخيفي ميكنه.
نوشته شده توسط روزنامه website, در ساعت 03 به تاریخ 26 دی ماه سال 1387
در تعطیلات اخیر دو فیلم ایرانی دیدم: زن دوم و انعکاس. وقتی به بازی ها فکر می کردم، حرکات دوربین، دیالوگها و ... ، بنده ای که اهل فن سینما نیستم کلی حیرت می کردم ! فکر می کردم چطور سازنده ها، که اهل فن هم هستند انقدر بد عمل میکنند.تا کی همه چیز رو به حکومت و دولت می شه ربط داد؟!
نوشته شده توسط محسن, در ساعت 18 به تاریخ 28 دی ماه سال 1387
آقای جلالی فخر حسابی با حاتمی کیا بد شدیا .واقعا اون مطلب ضایع دکتر شمشیری رو به هر کسی که می گفتی هم صداش در می اومد. در ثانی حاتمی کیا انقدر درجه یک هست که با یک فیلم متوسط جایگاهش لطمه نخورد. 
_________________________________________ 
تخته خاكستري: من هم همين را مي گويم.جايگاه كسي كه در كارنامه‌اش شاهكار هم پيدا مي‌شود، با چند كار متوسط مخدوش نمي شود. و اتفاقا حاتمي كياست كه بايد به چنين واقعيتي آگاه باشد و بي جهت پاي اين جور كارهاي خود دعوا راه نيندازد. مطلب دكتر شمشيري هم ضايع نبود و اصلا بحث تحقير يا تخطئه كارگردان را نداشتم.و البته ربطي به نقد فيلم نداشت و نقد دعوت را در مجله فيلم نوشتم. ضمن اين كه حرفم در باره چند اشاره او به خودم و رفتار عجيب او در برنامه ي راديويي صدا سينما در باره خودم نيست (الزاما). ايشان تا حدي عصباني شده اند كه كل منتقدان خود را "كور" ناميدند و اين با ادب و شاني كه از او سراغ داريم ناسازگار است.
نوشته شده توسط میم, در ساعت 22 به تاریخ 29 دی ماه سال 1387
دربرنامه رادیویی جز رفتار معقول چیزی ازحاتمی کیا ندیدیم از کدام رفتار عجیب و غریب حرف می زنید حتی صراحتا اعلام کرد که گاهی تحمل دیدن فیلمهای خودش را ندارد کدام فیلمسازی چنین حرفی می زند.فقط از واکنش ناشایست خانم حکمت خیلی رنجیده بود که خوب کاملا حق داشت خانم حکمت مشکل تبلیغات فیلمش را سر حاتمی کیا خالی کرد.چند وقت پیش رفتار و کردار امیر قادری در دانشکده هنر های زیبا آن هم در حضور پیش کسوت نازنین پرویز پور حسینی برایم باور کردنی نبود گویی به یک سیرک آمده بود .آقای جلالی فخر دیدن این نوع رفتارها از یک منتقد است که جریان نقد را مخدوش می کند .

اظهار نظر کنید
نام :*
پست الکترونیکی :
وب سایت :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*

اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

کلیه حقوق این صفحه متعلق به سایت تخته خاکستری می باشد

 
< بعد   قبل >
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS